ميرزا مهدي خان استر آبادى
مقدمهء مصحح 24
دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )
مردم ايران از سالهاى آخر زندگانى قهرمان كتاب داشتهاند ، و نمىخواستهاند كسى او را بستايد ، يا دربارهء عصر وى كتابى بنويسد كه جنبهء ستايش داشته باشد ديگر اينكه ميرزا مهدى خان بعصر ما نزديك است ، و براى ما كه گذشتهء قديم را با ارزش بيشترى تلقى مىكنيم كوتاهى اين فاصله خالى از اهميّت نيست . شايد اگر تاريخ با ميرزا مهدى خان مساعدت مىكرد ، و چند قرن پيش از زمانى كه در آن زيسته است مىبود ، فضلا تا بدين حد در حق او بىمهرى نمىكردند ، و براى انشاء وى مقامى در رديف تاريخ وصّاف ، و عتبة الكتبة ، و التّوسّل الى التّرسّل تعيين مىفرمودند ، درحالىكه بزعم اين بىمقدار سزاوار نيست ، براى التوسل الى الترسل ارزشى را بيشتر از درّه قائل شويم . مشخصاتى از نثر دره چنان كه نوشته شد غرض ميرزا مهدى خان از تحرير اين كتاب نوشتن تاريخ نيست ، بلكه مىخواسته است استيلاى خود را بر لغات عربى و فارسى و مهارت خويش را در انشاء نثر فنّى و مصنوع بنمايد . حال بايد ديد وى تا چه حدّ در اين باره توفيق يافته است . اوّلا در تسلط او بر بسيارى از مفردات لغات عربى و فارسى و فهم معانى حقيقى و مجازى آن ، جاى هيچگونه ترديد نيست بعضى گمان مىكنند مؤلف ، نخست مفردات لغات را از فرهنگها استخراج كرده سپس آنها را در انشاء خود به كار برده است ، ليكن تتبّع كافى در درّه بطلان اين نظر را محقّق مىسازد . اگر هنرنمايى ميرزا مهدى خان تنها در استعمال لغات نامأنوس بود ، پذيرفتن اين فرضيّه چندان اشكال نداشت . ولى عبارت درّه در عين حال كه پر از لغات مشكل و كماستعمال است از ديگر صنايع لفظى نيز مانند جناس ، تضادّ ، تضمين و مراعات النّظير خالى نيست . در اين صورت تحرير جملههايى با چنين دشوارى از روى مراجعه به ياد داشت و لغتهايى كه از فرهنگها استخراج شده باشد ، بدون آشنايى قبلى نويسنده با معانى اين لغات و بدون آنكه موارد استعمال حقيقى و مجازى آن را بداند متعسّر بلكه متعذّر است .