ميرزا مهدي خان استر آبادى

مقدمهء مصحح 19

دره نادره ( تاريخ عصر نادرشاه ) ( فارسى )

باتفاق ساير امم معتدل‌ترين بقاع دنيا و نزه‌ترين رباع عالم ديار هند است . . . اوراق و قشور اشجار و خاك و گياه و حطب آن قرنفل و سنبل و عود و صندل و كافور و مندل است ( وصاف ص 300 وصف هند ) هند مملكتى است وسيع و عريض و هوايش را در مزاج شكسته دلان تأثير موميايى . . . شجرش عرعر و حجرش مرمر . . . هر گل زمينش از غنچهء گل زرخيزتر ، و هر بوتهء شكوفه‌دارش از بوتهء زرگرى سيم ريزتر ( ص 403 و 404 كتاب ) ميرزا مهدى خان به حدّى شيفتهء اثر وصاف الحضرة بوده است كه چون او در سر فصل‌ها و تشريح و تجسم صحنه‌هاى نبرد در مواردى از فارسى به عربى گراييده ، وى نيز بتقليد او گاهى دو صفحه عبارت را به عربى آورده است . گذشته از وصاف كه ميرزا مهدى خان خود بتقليد و اقتباس از وى اعتراف كرده است ، از ديگر متون ادبى نيز مستقيم يا غير مستقيم متأثّر است ، و آنها عبارت از كليله ، سندبادنامه ، مرزبان‌نامه ، گلستان و نفثةالمصدوراند . و اينك مقايسه‌اى بين عبارات اين كتابها و نوشتهء ميرزا مهدى خان . نفثة المصدور دوازده روز مهلت به موغان كه باستعراض جيوش و عساكر ، و تثقيف ذوابل ، و تحديد بواتر مشغول بايستى بود ، از ابتداى صباح تا انتهاى رواح بصيد آهو و خربط بر مىنشست ، و بضرب ناى و بربط غبوق با صبوح مىپيوست . بنغمات خسروانى از نقمات خسروانه متغافل شد ، و با و تار ملاهى از اوطار ( ظ : اوتار ) پادشاهى درّه رزم كوشان از مقابض سيف دست كشيده بدل شمشير دست به گردن خوبان كمان ابرو حمايل ساختند ، و جوشن‌پوشان ، مغافر را كه خود حجلهء رزم بود ترك گفته بجاى خود و ترك هواى شاهدان خود آرا بر سر گرفتند ، خراطيم و اقيال كه بر خراطيم افيال چنگ‌زن بودند بر آهنگ چنگ خرطوم زن آمدند .