على ربانى گلپايگانى
421
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
گذاشته ، و صرفا براى كامجويى و هوسرانى به آن عمل كردهاند . اين سوءاستفاده از ازدواج موقّت سوژه در دست مخالفان داده است تا آن را بهعنوان امرى مستهجن و موهن بينگارند و ترويج كنند . بدينجهت است كه ائمهى اطهار مردان زندار را از آن منع كردهاند ، ولى در عين حال براى آنكه اهميّت و ضرورت آن را مورد تأكيد قرار دهند ، با عقيدهى اهل سنّت كه سبب متروك شدن سنّت نبوى صلّى اللّه عليه و آله گرديده است به شدت مخالفت كرده و حتّى تقيه را در آن مجاز ندانستهاند . اين مطلبى است كه به وضوح در روايات ائمهى معصوم عليهم السّلام به چشم مىخورد . امام صادق عليه السّلام فرموده است : « يكى از موضوعاتى كه من هرگز در بيان آن تقيّه نخواهم كرد موضوع متعه است » . « 1 » با اين حال امام كاظم عليه السّلام على بن يقطين را بر اين كه دست به ازدواج موقّت زده بود مورد عتاب قرار داده و فرموده است : « تو را با ازدواج موقّت چه كار ، در حالى كه خداوند تو را از آن بىنياز كرده است » . و به ديگرى فرمود : « اين كار براى كسى رواست كه خداوند او را با داشتن همسرى از اين كار بى نياز نكرده است » . كسى كه داراى همسر است ، فقط هنگامى مىتواند دست به اين كار بزند كه دسترسى به همسر خود نداشته باشد . » « 2 » بههرحال ، آنچه مسلّم است اين است كه هرگز منظور و مقصود قانونگذار از وضع و تشريع اين قانون ، و منظور ائمهى اطهار عليه السّلام از ترغيب و تشويق به آن اين نبوده است كه وسيلهى هوسرانى و هواپرستى براى حيوانصفتان ، يا وسيلهى بيچارگى براى عدّهاى زنان اغفال شده و فرزندان بىسرپرست فراهم كند . « 3 »
--> ( 1 و 2 و 3 ) . نظام حقوق زن در اسلام : ص 82 .