على ربانى گلپايگانى

41

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

نمىورزيدند نيست ، زيرا صرف محبت فردى نسبت به ديگرى ، يا عداوت نداشتن نسبت به وى ، كافى در شيعه ناميدن آن فرد نيست ، و واژه‌ى شيعه در فرهنگ عربى چنين مدلولى ندارد ، بلكه مفاد آن علاوه‌بر محبت ورزيدن ، پيروى كردن از ديگرى است . و اگر احيانا واژه‌ى شيعه در غير اين معنا به كار رود ، مجازى است نه حقيقى . بنابراين ، مفاد ظاهر اين روايات اين است كه در ميان اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله افرادى بوده‌اند كه با على عليه السّلام نسبت و ارتباط ويژه‌اى داشته و قول و عمل او را بيانگر خواست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و شارح تعاليم او مىدانستند و بر اين اعتقاد بوده‌اند كه على صلّى اللّه عليه و آله حامل اسرار نبوى است » « 1 » . علّامه طباطبايى نيز در مورد تاريخ پيدايش شيعه گفته است : « آغاز پيدايش شيعه را كه براى اولين بار به شيعه‌ى على عليه السّلام معروف شدند همان زمان حيات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بايد دانست و جريان ظهور و پيشرفت دعوت اسلامى در بيست و سه سال زمان بعثت موجبات زيادى دربرداشت كه طبعاً پيدايش چنين جمعيتى را در ميان ياران پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ايجاب مىكرد » . وى سپس به برخى از احاديثى كه بر امامت على عليه السّلام و شخصيت ممتاز او در ميان صحابه و ارتباط ويژه‌ى او با پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دلالت مىكند اشاره كرده و يادآور شده است :

--> ( 1 ) . اصل الشيعة و اصولها ، ص 111 - 113 . طبع القاهرة ، و ص 121 - 122 طبع دار الاضواء ؛ علّامه سيد محسن امين در اعيان الشيعة : 1 / 23 ؛ شيخ محمد حسين مظفر در تاريخ الشيعة ، ص 8 - 9 ؛ شيخ محمد جواد مغنية درالشيعة و التشيّع ، ص 16 ؛ علّامه طباطبايى در شيعه در اسلام ، ص 5 - 7 ؛ استاد سبحانى در « بحوث في الملل و النحل » : 6 / 112 - 106 ؛ و سيد طالب خرسان در نشأة التشيع ، ص 24 - 29 همين نظريه را برگزيده‌اند .