على ربانى گلپايگانى

303

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

( ميراندن ) گوياى اين حقيقت است كه اماته مسبوق به حيات است . در حالىكه موت نخستين انسان ، يعنى آنگاه كه انسان خاك يا نطفه است و هنوز روح انسانى در او دميده نشده است ، مسبوق به حيات نيست ، بدين جهت لفظ اماته در آن به كار نمىرود ، گذشته از اين گويندگان اين سخن افراد بشرند ، و ظاهر آن اين است كه آنان پس از آن‌كه حيات انسانى داشته‌اند دوبار ميرانده شده‌اند . برخى ديگر گفته‌اند : مقصود از دو اماته يكى مرگ پس از حيات دنيوى است ، و ديگر ، مرگ پس از زنده شدن در قبر براى پاسخگويى به سؤال نكير و منكر . در نتيجه مقصود از دو احيا نيز يكى حيات دنيوى است ، ديگرى حيات در قبر . اين تفسير نيز با ظاهر آيه هماهنگ نيست ، زيرا ظاهر آيه‌ى كريمه اين است كه اين گروه از اهل عذاب نسبت به دو حياتى كه در اختيار آنان قرار داده شده است ، اظهار ندامت و پشيمانى مىكنند چرا از آن به گونه‌اى معقول و مشروع بهره نگرفتند كه مستوجب عذاب اخروى نشوند ، اين در صورتى است كه هردو حيات در دنيا تحقق يابد كه سراى تكليف و عمل است ، اما حيات در قبر براى تكليف و عمل نيست ، تا دوزخيان نسبت به معاصى خود در آن حيات اظهار ندامت و حسرت كنند . « 1 » از جمله ادلّه‌ى رجعت حديث نبوى مشهور و مقبول نزد شيعه و اهل سنّت است كه مفاد آن اين است كه ؛ حوادثى كه در امّت‌هاى پيشين رخ داده است ، در امت اسلامى نيز رخ خواهد داد . در صحيح بخارى از ابو سعيد خدرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت شده كه فرمود :

--> ( 1 ) . مصنّفات الشيخ المفيد : 7 / 33 - 35 . ( المسائل السّرويّة ) .