على ربانى گلپايگانى
277
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
هشتاد روايت مىرسد كه صدها راوى و مؤلّف كتاب صحيح و مسند در حديث آنها را روايت كردهاند ، آيا مىتوان اين مجموعهى عظيم را باطل دانست ؟ ! اگر تشكيك در اين روايت روا باشد ، همهى روايات قابل تشكيك خواهد بود ، و در نتيجه سنّت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله زير سؤال خواهد رفت . اگر به سيرهى سلف بنگريم خواهيم ديد كه هيچيك از آنان در اين مسأله تشكيك نكرده است . بلكه به شرح و تقرير آن پرداختهاند » . « 1 » گذشته از اين ، ابن خلدون پس از مناقشهها و تشكيكهاى بسيار ، به درستى برخى از آن احاديث اذعان كرده است ، بديهى است حتى اگر يك حديث معتبر در مورد اين عقيده وجود داشته باشد ، نمىتوان آن را كنار گذاشت ، بلكه بايد آن را پذيرفت ، و احاديث متواتر ديگر را - هرچند از نظر سند تمام نباشند - مؤيّد آن دانست . شگفتآورتر از سخن ابن خلدون ، سخن احمد امين است كه نه تنها در درستى احاديث مهدى موعود ( عج ) ترديد كرده است ، بلكه آنها را مجعول شيعه پنداشته است . به گمان وى ، شيعه به عنوان عكس العمل در برابر بنى اميه كه احاديثى را در فضايل صحابه - غير از على عليه السّلام - و خصوصا در مورد فضايل عثمان جعل كردند ، احاديث بسيارى را در فضايل على عليه السّلام و مهدى منتظر جعل نمودند ، و از آنجا كه سندهاى اين روايات ، مورد قبول علماى اسلام بوده است ، آنان اين احاديث مجعول را پذيرفتند . « 2 »
--> ( 1 ) . بين يدي الساعة ، ص 123 - 125 . ( 2 ) . فجر الاسلام ، ص 337 .