على ربانى گلپايگانى

273

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

كه مىفرمايد : وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً . « 1 » اصولا ، خلفاى يا زمامدارانى كه از طريق انتخاب مردم يا از راه قيام و غلبه ، زمام امور را به دست مىگيرند ، مسأله‌اى است عادى و تعداد مشخصى ندارد ، و براى صحابه اهميتى نداشته است كه در مورد آن از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كنند ، بلكه باتوجه به اين‌كه پرسش‌هاى آنان صبغه‌ى دينى داشته است ، بايد گفت : مراد آنها از چنين سؤالى ، خلفايى بوده است كه از جانب خداوند عهده‌دار مسؤوليت رهبرى امت اسلامى خواهند بود . « 2 » 9 . حديث ثقلين پيش از اين ، در بحث مربوط به منابع شيعه در مورد اين حديث بحث نموديم و يادآور شديم كه اين حديث برعصمت اهل بيت عليهم السّلام دلالت مىكند . و درنتيجه مرجعيت و رهبرى علمى آنان را اثبات مىنمايد . اينك اين نكته را مىافزاييم كه در مورد حديث ثقلين شواهدى وجود دارد ، كه بررهبرى سياسى اهل بيت نيز دلالت مىكند ، يكى اين‌كه در برخى از نقل‌هاى حديث ، واژه‌ى « خليفتين » به كار رفته است « انّي تارك فيكم خليفتين : كتاب اللّه ، حبل ممدود من السماء الى الأرض ، و عترتي ، اهل بيتي ، فانهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض » . « 3 » ديگرى ، اين‌كه

--> ( 1 ) . مائده / 12 . ( 2 ) . دلائل الصدق : 12 / 488 - 489 . ( 3 ) . مسند احمد بن حنبل : 5 / 122 .