على ربانى گلپايگانى

25

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

ابن اثير نيز گفته است : « و قد غلب هذا الاسم على كل من يزعم انه يتولّى عليا و اهل بيته حتّى صار لهم اسما خاصّا ، فاذا قيل فلان شيعة عرف انه منهم » . « 1 » اين مطلب در ديگر كتاب‌هاى لغت نيز با همين عبارات يا عبارت‌هاى قريب به آن آمده است . « 2 » امين الاسلام طبرسى نيز پس از تعريف لغوى شيعه به گروهى كه از رئيس خود پيروى مىكنند گفته است : « و صار بالعرف عبارة عن شيعة علي بن ابى طالب عليه السّلام الذين كانوا معه على اعدائه و بعده ، مع من قام مقامه من ابنائه » ؛ « 3 » شيعه در عرف عبارت است از پيروان على ابن ابى طالب عليه السّلام ، كسانى كه در برابر دشمنان على عليه السّلام با او بودند ، و پس از او نيز با فرزندان او كه جانشين وى شدند ، بودند . 2 . كسانىكه به افضليت امام على عليه السّلام بر عموم صحابه و خلفاى سه‌گانه پيش از او معتقد بودند ، هرچند به امامت بلافصل آن حضرت اعتقاد نداشتند ، و اصولا در باب امامت به وصايت و نصّ قايل نبوده‌اند ، گاهى نيز به كسانى كه على عليه السّلام را بر عثمان افضل مىدانستند ، شيعه گفته شده است . چنان‌كه قاضى عبد الجبّار گفته است : « و اصل بن عطا به افضليت على عليه السّلام بر عثمان معتقد بود . بدين‌جهت وى را به تشيّع نسبت داده‌اند ، زيرا در زمان وى شيعه به كسى گفته مىشد كه على عليه السّلام را

--> ( 1 ) . النهاية : 2 / 519 . ( 2 ) . ر . ك : لسان العرب : 1 / 55 ؛ تاج العروس : 5 / 5 ؛ اقرب الموارد : 1 / 627 . ( 3 ) . مجمع البيان : 4 / 448 .