على ربانى گلپايگانى

223

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

« آنارشيست » « 1 » و نظريه‌ى آنها را « آنارشيسم » « 2 » ( دولت ستيزى ) مىنامند . « 3 » در تاريخ اسلام نيز در ماجراى حكميّت ، عدّه‌اى گرفتار خطاى فكرى شده و به خاطر تفكيك نكردن مرز حكم به معنى قانون و مبناى نظم سياسى ، و حكم به معنى فرمانروا و مجرى قانون در جامعه ، با استناد به آيه‌ى لا حكم الا للّه اصل حكميت را نامشروع پنداشته ، و امام على عليه السّلام و كسانى را كه حكميت را پذيرفته بودند تخطئه و بلكه تكفير كردند . امام عليه السّلام در بحث‌هاى فراوان و روشنگرى كه در اين‌باره داشته است ، خطاى آنان را بيان نموده و تأكيد كرده است كه اگرچه حكميت در آن شرايط عاقلانه و مصلحت‌آميز نبود ، و امام عليه السّلام تحت فشار و اصرار گروه بسيارى از سپاه خود ( همان كسانى كه بعدا گروه خوارج را تشكيل دادند ) آن را پذيرفت ، و خود با آن مخالف بود ، ولى اصل حكميت بر خلاف عقل و وحى نيست . آنگاه در تبيين خطاى خوارج فرمود : نعم لا حكم الّا للّه ، لكن هؤلاء يقولون لا امرة الّا للّه ، و لا بدّ للناس من امير برّ او فاجر » « 4 » ؛ آرى حكم و قانون مخصوص خداوند است ، ولى اينان ( خوارج ) مىگويند : زمامدارى مخصوص خداوند است ، در حالىكه وجود زمامدار براى

--> ( 1 ) - . tsihcranA ( 2 ) - . msihcranA ( 3 ) . ر . ك : مكتب‌هاى سياسى ، ص 33 . ( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبه‌ى 40 .