على ربانى گلپايگانى

210

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

پاسخ يك اشكال در باب عصمت پيامبران شبهه يا اشكالى مطرح شده است و آن اين‌كه در آيات قرآن به برخى از پيامبران نسبت گناه داده شده ، و نيز برخى از پيامبران خود را گنهكار دانسته و به درگاه الهى استغفار نموده‌اند . اين اشكال به باب نبوت اختصاص نداشته در مورد عصمت ائمه‌ى طاهرين عليهم السّلام نيز مطرح شده است . زيرا آنان نيز در پيشگاه الهى خود را گنهكار دانسته و از خداوند طلب مغفرت نموده‌اند . پاسخ اين اشكال اين است كه اولا : واژه‌هايى چون عصيان ، ذنب ، و مانند آن كاربردهاى مختلفى داشته و هميشه به معناى انجام كارى حرام يا ترك كارى واجب نمىباشد بلكه گاهى ناظر به عملى مىباشد كه هرچند ترك واجب يا انجام حرام نيست ولى باتوجه به مقام و منزلت و تيره‌ى يك انسان ، بهتر آن است كه چنين كارى انجام نشود ، چنين كارى مصداق معصيت به معناى خاص آن نيست ، بلكه مصداق ترك اولى مىباشد . و ثانيا : انسان هر اندازه كه در راه عبادت خداوند كوشش كند ، و از هرگونه فلاحت و خطايى مصون باشد ، از آن‌جا كه هرچه دارد نعمت و موهبت الهى است ، هرگاه به اين حقيقت كاملا توجه كنند ، پىخواهد برد كه او هرگز نخواهد توانست خداوند را آن‌گونه كه شايسته او است ، عبادت كند ، هرچند همه‌ى توان و تلاش خود را در اين راه به كار گرفته باشد ، چه بسا كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده است : « لا احصى ثناء عليك انت كما أثنيت على نفسك » و از آن‌جا كه پيامبران و اولياء خاص خداوند بيش از ديگران به اين حقيقت توجه دارند ، در برابر او دست به تضرع بلند كرده ، خود را گنهكار و بدهكار و نيازمند لطف و رحمت و مغفرت الهى