على ربانى گلپايگانى
206
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ * . « 1 » پندار سهو النبى از آنچه گفته شد روشن شد كه فريضهى سهو و نسيان در حق پيامبران الهى ، بىپايه و نادرست است . خواه سهو و نسيان در گفتار باشد يا در افعال ، و خواه در امور شرعى باشد يا در امور عادى ، زيرا سهو و نسيان در برخى از امور يادشده به ابلاغ پيامهاى الهى خدشه وارد مىسازد ، و در برخى ديگر با اصل وثوق و اطمينان لازم در باب نبوت منافات دارد . فاضل مقداد در اينباره چنين گفته است : « و لا يجوز على النبي السهو مطلقا ، اي في الشرع و غيره ، أما في الشرع فلجواز أن لا يؤدي جميع ما أمر به فلا يحصل المقصود من البعثة ، و اما في غيره فانّه ينفر عنه » ، « 2 » سهو بر پيامبر ، چه در شرع و چه در غير شرع ، جايز نيست ، زيرا سهو در شرع باعث مىشود كه همهى پيامهاى الهى را به مردم نرساند . و در نتيجه مقصود از نبوت حاصل نخواهد شد ، و سهو در غير شرع سبب نفرت مىگردد ( به وثوق و اطمينان مردم به پيامبر آسيب مىرساند ) . آنچه گفته شد نظريهى اكثريت قريب به اتفاق علماى اماميه است ، ولى علماى اهل سنت ، و نيز برخى از علماى شيعه سهو و نسيان را در حق پيامبران جايز دانستهاند . اين
--> ( 1 ) . ص / 82 - 83 . ( 2 ) . ارشاد الطالبين : ص 305 .