على ربانى گلپايگانى
165
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
است . از آنجا مقام الوهيت مخصوص خداوند است ، عبادت نيز به او اختصاص دارد . و عبادت هر موجودى جز او شرك خواهد بود . بديهى است خضوع در برابر غير خداوند به انگيزه احترام به او بدون اعتقاد به الوهيت او ، شرك نخواهد بود . هر چند به صورت برترين خضوع يعنى سجده باشد چنانكه قرآن كريم از سجدهى فرشتگان در برابر آدم « 1 » و سجدهى يعقوب و همسر و فرزندان « 2 » او در برابر يوسف سخن گفته است . سجدهى فرشتگان به امر الهى بود ، و يعقوب پيامبر نيز از گناه - بويژه شرك - معصوم بوده است ، چنانكه نقل سجدهى برادران يوسف نيز با نكوهش همراه نيست ، تا بر ناروا بودن آن دلالت كند . از طرفى شرك ظلم عظيم است . « 3 » و ظلم قبح ذاتى دارد ، و خداوند هرگز به فعل قبيح امر نمىكند . « 4 » بنابراين ، از آيات مربوط به سجدهى فرشتگان بر آدم و سجده يعقوب و فرزندانش بر يوسف به دست مىآيد كه سجده اگر به قصد پرستش نباشد ، بلكه به قصد تكريم و تحيت باشد ، شرك و حرام نيست . ولى بعيد نيست كه گفته شود مستفاد از ظواهر دينى اين است كه در شريعت اسلام سجده براى غير خداوند - هر چند به قصد پرستش نباشد - ممنوع گرديده است . « 5 »
--> ( 1 ) . وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ بقره / 34 . ( 2 ) . وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ يوسف / 100 . ( 3 ) . إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ لقمان / 13 . ( 4 ) . قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ اعراف / 28 . ( 5 ) . لكن الذوق الديني المتخذ من الاستيناس بظواهره يقضي باختصاص هذا الفعل به تعالى ، و المنع عن استعماله