على ربانى گلپايگانى
13
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
تعبيرهاى خاص نامهاى متفاوت ديگرى دارند كه بر اختلافات آنان در ديگر مسايل دينى و مهم دلالت دارد و اصولا اين گروه در اينكه چه كسى شايستگى نام و عنوان اهل سنّت را دارد اختلاف نظر دارند . « 1 » چنانكه در ميان گروه نخست ( شيعه ) نيز در مورد امامت اختلافاتى پديد آمده و در نتيجه انشعابات گوناگونى در آن راه يافته است . « 2 » از آنجا كه كسانى كه پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بهعنوان جانشين آن حضرت زمام رهبرى امت اسلامى را به ويژه در قلمرو زعامت و رهبرى سياسى - در دست گرفتهاند ، غالبا فاقد صفات و ويژگىهاى مورد قبول شيعه بودهاند ، و بدين جهت رهبرى آنان فاقد مشروعيت دينى بوده است ، رابطهى آنان با شيعه عموما رابطهاى صميمانه و همدلانه نبوده و بلكه غالبا خصمانه و خشونتآميز بوده است . اين وضعيت در اكثر دوران امويان و عباسيان آشكار و نمايان است و شواهد فراوان آن در كتابهاى تاريخ ثبت گرديده است . اين امر شيعه را از نظر اجتماعى و سياسى در شرايط دشوارى قرار داده ، و زمينه تهمتها و تحريفهاى بسيارى را نسبت به عقايد و آراى آنان فراهم ساخته است . تا آنجا كه گاهى از آنان به عنوان گروهى كه در صدد نابودى آيين اسلام بر آمدهاند ياد شده است ! اين در حالى است كه پژوهشهاى واقعبينانه و منصفانه در قرآن و سنّت روشنگر اين حقيقت است كه عقايد اصولى و بنيادى شيعه از متن قرآن و سنّت سرچشمه گرفته ، و بناى تشيّع توسط بنيانگذار اسلام يعنى پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله بنيان نهاده شده ، و نام شيعه را نيز او بر اين تفكّر و طرفداران آن نهاده است . با توجه به نكات ياد شده در ضرورت بحث و پژوهشى واقعبينانه و مستدل در مورد تاريخ و عقايد شيعه ترديد راه ندارد . و البته ، در گذشته اين كار توسط متفكّران برجستهى شيعه انجام گرفته و به صورت جداگانه يا ضمن بحثهاى تاريخى و
--> ( 1 ) . در مورد كاربردهاى مختلف اصطلاح اهل سنّت به كتاب « الكلام المقارن » رجوع شود . ( 2 ) . در اين باره به كتاب « فرق الشيعة » رجوع شود .