على آقا نورى

82

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

پرچم مخالفت را با همفكران خود برداشته شيعى بدانيم ، آيا نمىتوان خوارج را نيز نوعى انشعاب از تفكر شيعى تلقى كرد ؟ وى و قمى از نخستين افرادى هستند كه در بزرگ‌نمايى اختلافات جزئى شيعه ، برخى از ديدگاه‌هاى جزئى و غيرقابل ذكر بعد از رحلت امام يازدهم عليه السّلام را تحت عنوان فرقه‌هاى چهارده‌گانه شمارش كرده‌اند . « 1 » اگر از گزارش ابو حاتم رازى ، و نسخه‌بردارى شهرستانى و ابن حزم از وى ، صرف‌نظر شود هيچ‌يك از آن فرقه‌شناسان كه به آنها اشاره شد و حتّى آنان كه در پى بزرگ‌نمايى فرقه‌هاى شيعى بوده‌اند ، از دسته‌هاى چهارده‌گانه وى ياد نكرده‌اند . حتّى اشعرى كه معاصر نوبختى بوده و در جزئى نمودن گزارش خود از فرقه‌هاى شيعى چيزى را فرونمىگذارد ، به چنين فرقه‌هايى اشاره نكرده است . چنين مىنمايد كه با توجه به بىغرضى بزرگانى چون نوبختى و قمى ، شمارش اسطوره‌وار آنان از فرقه‌هاى آن زمان ، ناشى از عدم توجه به اصطلاح فرقه به عنوان يك گروه منسجم و قابل اعتنا و تمايز شيعى از غيرشيعى باشد . به ويژه اين كه گويا خود آنان به‌طور مستقيم شاهد ماجرا نبوده‌اند . شايسته ذكر اين‌كه ، بنابر گزارش شيخ مفيد از هيچ‌يك از اين فرقه‌ها در سال 373 ق ( حدود نيم قرن بعد از وفات نوبختى ) اثرى نبوده و تنها معتقدان به امامت حضرت حجّت ( عج ) جمهور شيعه را تشكيل داده بودند . « 2 » طبيعى است كه اگر فرقه و تفكرى از كميّت و ديدگاه قابل توجّهى برخوردار باشد به اين زودى و ظرف مدت چند دهه از بين نخواهد رفت . 2 . ابو الحسن اشعرى نيز همانند نوبختى حدود نيمى از فرقه‌هاى اسلامى را از جملهء فرقه‌هاى شيعى مىشمارد . نامبرده علاوه بر شمارش فرقه‌هاى غالى در زمره شيعيان از فرقه‌اى با نام كامليه ( فرقه‌اى كه على عليه السّلام را كافر مىشمردند ؟ ! ) نام مىبرد

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر نك : ص 96 . ( 2 ) . مفيد ، محمد بن نعمان ، الفصول المختاره ، ص 318 - 321 .