على آقا نورى
68
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
2 . كمتوجهى به زمينههاى تاريخى و فرهنگى ؛ 3 . جهتگيرىهاى فكرى و مذهبى صاحبان اين آثار ؛ 4 . اختلاف در لقبها ، اسامى و تعداد فرقههاى اصلى و انشعابى . از ميان اين چهار آسيبى كه ذكر شد ، آنچه برجستگى بيشترى دارد و با توجه به تأثير آن در پژوهشهاى بعدى ، پيامدهاى زيانبار آن نيز همواره پابرجاست ، دو عامل اخير است . در اينجا بهطور مختصر به اين دو محور اشاره مىشود . الف ) جهتگيرىهاى فرقهاى در گزارش تاريخ و عقايد زيانبارترين آفتى كه دچار بيشتر منابع فرقهشناسى قديم گشته ، گزارشهاى جهتدار از تاريخ و عقايد و فرقهها مىباشد . تأثير منفى اين پديده بر فرهنگ اسلامى بيشتر از اين جهت است كه ملاحظه مىشود گزارشها و پژوهشهاى بعدى و معاصر در شناخت و معرفى فرق و مذاهب به ويژه آرا و انديشههاى فرق شيعى نيز برگرفته از چنين منابعى است . روشن است كه اگر با استناد به اين آثار به بررسى تاريخى فرق و مذاهب پرداخته شود ، با انبوهى از گزارشهاى مختلف و متناقض دربارهء باورها و منشأ شكلگيرى ، القاب و اسامى و شمارش فرقههاى اصلى ، انشعابى و حتى ساختگى روبهرو خواهيم شد . شايد بتوان رازورمز اساسى اين تفاوتها را در اين دانست كه فرقهنگاران عموما نخواستهاند و يا نتوانستهاند از پيشفرضهاى فرقهاى و احيانا تعصبآميز خود چشمپوشى كنند . « 1 » بنابراين لازم است به منظور پرهيز دادن از پذيرش و اعتماد بىرويه به مطلق
--> ( 1 ) . مواردى از آن را بنگريد : اسد حيدر ، الامام الصادق و المذاهب الاربعه ، ج 2 ، ص 30 - 40 ؛ ج 3 ، ص 14 - 42 ؛ و نيز سبحانى ؛ بحوث فى الملل و النحل ، ج 7 ، مباحث مقدماتى .