على آقا نورى
64
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
پرداخته و عقايد ديگر اديان و برخى از مكتبهاى بشرى را گزارش مىكند . نويسنده در اين اثر تمامى فرقههاى اسلامى را داخل در حوزه مسلمانى دانسته و با خود عهد بسته كه بدون هيچ پيشداورى و تعصبى و با تكيه بر منابع و آثار خود فرقهها ، اثر خود را سامان بدهد . « 1 » البته وى ، نتوانسته به عهد خود بهطور كامل وفا كند و احيانا از نسبتدادن دروغ و فريب و بدعتگرى به فرقههاى اسلامى به ويژه شيعيان ابايى ندارد . « 2 » شهرستانى نسبت به ديگر فرقهها ، حجم بيشترى از گزارشهاى خود را به تاريخ و عقايد فرقههاى شيعى اختصاص داده و بر آن است كه اختلاف و افتراق شيعيان از ديگر گروههاى اسلامى بيشتر است . وى گروههاى مختلف شيعيان را در
--> ( 1 ) . نك : الملل و النحل ، ج 1 ، ص 23 ، 46 . ( 2 ) . نك به : همان صفحات 35 ، 36 ، 38 ، 59 ، 7 ، 71 ، 107 و به عنوان نمونه ملاحظه كنيد : ص 145 - 148 را دربارهء خلط مبحث او در بيان اعتقادات شيعه و مقايسه كنيد با گزارش شيوا و دلنشين او از باورهاى اشاعره در ص . 90 - 91 ؛ گو اينكه برخى خواستهاند با توجه به ياد كرد او از برخى حوادث پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و توجه خاص او به جايگاه اهل بيت در كتاب ملل و نحل و پارهاى از آثار ديگر وى ، تمايل او را به شيعه و يا اسماعيليه نشان دهند . نك به : منابع : تاريخ اسلام ، جعفريان ، ص 327 و مجموعه مقالات اسماعيليه ، جمعى از محققان در مركز مطالعات اديان و مذاهب ؛ مقاله عالمانه آقاى فرمانيان تحت عنوان « شهرستانى سنى اشعرى يا شيعى باطنى ؟ » . به هر صورت تحليل چنين باورى حداقل از ملل و نحل او قابل بازيابى نيست و بعيد مىنمايد كه متفكرى چون او حتى در ترويج انديشههاى غيرخودى نيز بنا را بر تقيه بگذارد . البته ، اين پرسش به جاى خود باقى است كه چرا ايشان در بررسى فرقههاى شيعى ، آن تبيين و عنايت ويژهاى را كه به فرقه اسماعيليه داشته به ديگر فرقهها از جمله اثناعشريه نداشته است . چگونه است كه در بررسى فرقههاى شيعى با اندك اختلافى افتراق آنان را عنوان و گزارش مىكند ، اما به اسماعيليه كه مىرسد به جاى اشاره به دستهبندىهاى آنان ، عقايد آنان را با آبوتاب و بدون هيچ داورى ، همانند كارى كه اشعرى دربارهء اهل حديث و اهل سنت نسبت به ديگر فرقهها كرده ، روشن مىكند . همو دربارهء عقايد دستهبندىهاى شيعيان اثناعشرى سخنانى آورده كه هيچ تفاوتى با سخنان ابو حاتم رازى در الزينة ندارد ؛ در اصل تعابير او برگردان سخنان همان كتاب الزينة است به نظر مىرسد نسخه الزينة پيش روى او بوده و لازم نديده زحمت مراجعه به جاى ديگرى را به خود بدهد ( مقايسه كنيد ص 153 - 150 ملل و نحل را با ص 293 - 290 كتاب الزينة ) .