على آقا نورى
32
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
شكلگيرى خوارج را به عنوان اولين فرقه متمايز و متشكل ، نوعى شورش سياسى و قبيلگى و با بهانه مذهبى تفسير مىكنند . « 1 » و عدهاى نيز از فرقههايى چون علويه ، عثمانيه ، معتزله سياسى ، مرجئه و اصحاب معاويه ياد كردهاند . « 2 » از اين جهت ، برخى از پژوهشگران ضمن تقسيم جوانب تفكر اسلامى به دو مرحله تفكر اسلامى خالص و تفكر فلسفى و عقلى مختلط ، معتقدند عوامل اساسى طرح مباحث كلامى و اسباب شكلگيرى فرقهها در عصر صحابه و تابعان و حتى طرح تعارض برخى از آيات قرآنى را نيز بايد در حوادث سياسى آن عصر جستوجو كرد . صاحبان اين ديدگاه نقش جريانهاى سياسى را در شكلگيرى اختلافهاى كلامى اينگونه بيان مىكنند كه شورش عليه عثمان و ماجراى قتل او و نيز داورى دربارهء رفتار او موجب مجادله گروهها و افراد دربارهء حكم اين قتل و ظهور اولين گروههاى دينى شد كه براى خودشان ديدگاه خاصى داشتند . به دنبال حوادث عصر امام على عليه السّلام ، اين پديده دامنه خود را گستردهتر كرد و شكلگيرى رسمى خوارج را در پى داشت . تفكر شيعى نيز ، بنابراين ديدگاه ، در پى ديدگاه خوارج شكل گرفت و به دنبال آن هريك از دو گروه به تكفير يكديگر پرداختند و افراط در اين پديده به تولد ديدگاه ميانه و حزب سوم ، يعنى مرجئه انجاميد ، كه علاوه بر اتخاذ نظر جديد دربارهء حكم مرتكب كبيره شرايط امامت را نيز به گونهاى ديگر بيان كردند . اين ديدگاه تسامحآميز ( مرجئه ) ، نهچندان مورد غضب شيعه و نه مورد انكار و دشمنى خوارج و نه ، بر خلاف ديدگاههاى قبلى ، موى دماغى براى بنى اميه بود تا اينكه امثال حسن بصرى و و اصل بن عطا ظهور كرده ، در برابر مرجئه ديدگاه دقيقترى ارائه كردند . اينگونه بود كه موضوع « مرتكب كبيره » ، بحث اصلى تفكر اسلامى در آن زمان شد
--> ( 1 ) . نك : جعفرى ، يعقوب ، خوارج در اسلام ، مقدمه كتاب ؛ همچنين ابو زهره ، تاريخ المذاهب الاسلامى ، ص 60 . وى ضمن تقسيم فرقهها به سياسى و اعتقادى ، فرقههايى نظير شيعه ، خوارج و مرجئه را سياسى مىداند . ( 2 ) . ناشى اكبر ، ص 10 - 21 . و نيز بنگريد به : مباحث مقدماتى دو كتاب فرق الشيعة و المقالات و الفرق .