على آقا نورى

303

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

ناطق و ديگرى صامت . محمد ناطق است و على صامت . وى در جاى ديگر ضمن تقسيم‌بندى گروه خطابيه مىنويسد : « همه آنها برآنند كه ائمه و پيامبران ، حجّت خدا بر خلق بوده ، پيوسته يكى از رسولان ناطق است و ديگرى صامت . » « 1 » در رجال‌كشى نيز روايات و اخبارى نقل شده است كه گوياى ارتباط تنگاتنگ تفكر غلات با اسماعيليان نخستين است . از آن نمونه روايت شده كه امام صادق عليه السّلام طى نامه‌اى به ابو الخطاب مىنويسد : « به من گزارش شده كه تو خيال مىكنى زنا و خمر شخص معينى مىباشند و نماز و روزه نيز شخص ديگر ؛ و مراد از فواحش نيز اشخاص معينى هستند ! چنين سخنى نابجاست . » يا مىنويسد : « به آن حضرت گفتند : از شما روايت مىشود كه شراب و قمار و انصاب و ازلام مردانى خاص هستند . امام در جواب فرمود : خداوند به امورى كه مردم نمىدانند خطاب نمىكند . نيز نقل مىكند كه امام عليه السّلام به مفضل بن عمر جعفى ( يكى از غلات ) فرمود : اى كافر و مشرك ، تو را چه رسد به پسر من كه دست از او برنمىدارى و با او ارتباط دارى ! » « 2 » اين تطبيق و تأويل موضوعات بر اشخاص ، و تقسيم امام به صامت و ناطق ، از محكمات تفكر تأويلى اسماعيليان است و با مراجعه به برخى از كتب آنها نظير الكشف و تأويل دعائم الاسلام ملاحظه مىكنيم كه غالب تاويلات آنها بر اشخاص خاص است و با توجه به اين شواهد و آثار است كه برخى از پژوهش‌گران معاصر مىگويند : همهء اين شواهد وجود رابطهء نزديك ميان اسماعيل و گروه‌هاى تندرو

--> ( 1 ) . اشعرى قمى ، ص 10 - 13 و 50 . ( 2 ) . كشى ، شماره 512 . موارد بيشترى از برخورد امام صادق عليه السّلام با اين شخص و نيز ادعاها و روابط او را با تفكر اسماعيليه بنگريد ، همان شماره ، 509 - 556 ؛ نيز ، نك : نشار ، ج 2 ، ص 89 ، 298 و 307 .