على آقا نورى

291

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

1 - گروهى مرگ امام را انكار كردند و با ادعاى مهدويت وى هيچ‌كس را پس از آن حضرت امام ندانستند . « 1 » به اين دسته ، كه به نام پيشوايشان عجلان بن ناووس منسوبند ، « ناووسيه » گفته شده است . 2 - گروه ديگرى ، كه بنابر گزارش نوبختى شامل بسيارى از بزرگان شيعه بودند ، به امامت عبد الله ، بزرگترين فرزند بازمانده امام ، معتقد شدند . دليل آنها نيز اين بود كه جانشين امام بايستى فرزند ارشد امام باشد . عبد الله بعد از گذشت هفتاد روز از مرگ پدر ، بىآنكه فرزندى از خود به جا بگذارد درگذشت . با توجه به بىفرزند بودن عبد الله و نيز كم‌اطلاعى او از احكام شريعت ، بيشتر پيروان وى به

--> ( 1 ) . فرق الشيعة ، ص 67 . البته برخى از متكلمان متقدم شيعه مانند شيخ مفيد و پژوهشگران معاصر در وجود تاريخى چنين اعتقادى نسبت به امام عليه السّلام ترديد كرده‌اند . استاد سيد حسين مدرسى طباطبايى در ذيل گزارش خود از اعتقاد اين فرقه ، اعتقاد به مهدويت امام صادق را ساخته فرقه‌نگاران دانسته است و مىنويسد با اين‌همه بسيار مشكل مىتوان تصور كرد كه كسانى چنين عقيده‌اى را در مورد امام صادق پيدا كنند ؛ چه هيچ‌يك از دلايلى كه بعدا موجب حدوث چنين عقيده‌اى در مورد حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام شد در مورد ايشان صادق نبود . اولا ايشان بارها و بارها صريحا و آشكارا فرموده بودند كه قائم ، شخصى جز ايشان است و شايعه منتسب به حديث نبوى كه بعدا در دوره فرزند ايشان همه‌جا وجود داشت در مورد ايشان نبود . ثانيا بر خلاف روش عملى فرزندشان ، ايشان هرگز در سياست روزگار خود مداخله نفرمود و پس از روشى كه در دوره انقلاب ضد اموى و سپس در مورد قيام نفس زكيه پيش گرفت هيچ‌كس اميد سياسى و انتظارى از ناحيه ايشان نداشت كه آن انتظار و اميد با چنين دستاويزهايى زنده نگاه داشته شود . ثالثا ايشان در زندان درنگذشته بود كه مردم در وفات ايشان به اين دليل ترديدى كرده باشند . عاملى كه در مورد حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام كه مردم تا ساليان دراز با فرزند ايشان بر سر اثبات وفات او گفت‌وگو كرده و براى آن امر سند و شاهد مىطلبيدند در مورد امام صادق عليه السّلام حتى يك مورد هم نقل نشده كه كسى در صحت امامت جانشين او بر اين اساس ترديدى كرده يا با ايشان گفت‌وگويى نموده باشد . با توجه به مطالب و نكات بالا بسيار ممكن به نظر مىرسد كه تمام مطالب مربوط به وجود يك گروه از شيعيان مدعى و معتقد به غيبت امام صادق عليه السّلام كه همه از منابع و نقول شيعه سرچشمه گرفته است كلا مستند به ذهنيت شيعيان امامى بوده باشد كه همواره بايد امامى از خاندان پيامبر وجود داشته باشد . چنين ذهنيتى را طبعا آنان از همه اصحاب امام صادق عليه السّلام به انقطاع امامت پس از آن جناب چنين برداشت مىكند كه آنان معتقد به غيبت ايشان بوده‌اند در حالىكه به احتمال زياد قائلين به انقطاع امامت چنان ذهنيتى نداشته و چنين ادعاى نكرده بودند . ( مدرسى ، مكتب در فرايند تكامل 79 - 80 )