على آقا نورى

281

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

دروغ شمردند ، و جنبهء يكتايى و ازليت را كه اين شخص واحد و كامل را برپا مىدارد و مبعوث مىكند ، ساقط كردند . آن شخص كامل همان محمد است كه آسمانها و زمين‌ها و كوهها و آدميان و جنيان و جهان و هرچه در آن هست را آفريده است . و معتقد شدند كه : شناختن آن موجود قديم و ازلى واجب نيست ؛ بلكه فقط به شناختن محمد ، كه خالق قديم ، امور جهان را به او واگذاشته است ، و مخلوقات را آفريده است ، مكلف شده‌اند . اين نامها و عنوان [ خالق ، مدبر ، واحد و . . . ] كه در قرآن نام‌هاى خدا خوانده شده‌اند ، نامها و عنوان‌هاى كسانى هستند كه خدا تدبير امور جهان را به آنها تفويض كرده است ، كه آن قديم ازلى فقط ايشان را آفريده و غير از آنها ، چيزى نيافريده است . اين نامها و عنوانها ، مثل اللّه ، واحد ، صمد ، قاهر ، خالق ، بارى ، حى و قديم از شأن آن قديم و ازلى پائين‌تر است . « 1 » آگاهى از اين‌كه ربط و نسبت اين دو گروه چگونه بوده و بنيان‌گذاران آن‌چه كسانى بودند ، براى ما بسيار پيچيده و مشكل است . علاوه بر آن نمىتوان دربارهء مبانى و نگاه‌هاى مختلف و متضاد به مفهوم و قلمرو غلو به سادگى داورى كرد . « 2 » اما در اين‌كه تفكر غاليان ملحد در آن روزگار زمينه مناسبى براى بروز و ظهور نداشت ترديدى نيست . بعيد نيست كه با توجه به فضاى نامناسب براى ظهور و طرح غلو الحادى ، ضرورى بود كه صورت تلطيف شده و معقول‌ترى براى آن بيان شود . در واقع مىتوان گفت اعتقادات غلوآميز عموما در مصاديق غلو انحرافى و طرح قدرت و ويژگىهاى ما فوق بشرى براى امامان ، ظهور و بروز كه دو حداقل اين‌كه غاليان مجبور بودند ديدگاه خود را به گونه‌اى پسنديده و مقبول‌ترى بيان كنند . از اين منظر است كه عده‌اى اصول اعتقادى مفوضه را شكل تكامل يافته‌اى

--> ( 1 ) . اشعرى قمى ، ص 60 - 61 . ( 2 ) . نمونه بارز آن را مىتوان در اختلاف عالمان شيعى اهل قم و بغداد جست‌وجو كرد .