على آقا نورى
274
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
هرگاه بدون قرينه به كار رود ، مصداق آن به گونهاى ناخواسته غاليان شيعى متبادر مىشود . و نويسندگان قديمى و معاصر نيز گويا در تعريف اصطلاحى اين واژه مصداقى روشنتر از گروههاى شيعى نيافتهاند . « 1 » اين در حالى است كه نهتنها هيچيك از گروههاى اسلامى از وجود موارد و مراتبى از غلو بىنصيب نبودهاند ، بلكه برخى از فرقههاى غالى كه از نام و عنوانى نيز برخوردار شدند هيچربط و نسبتى با شيعه و امامان شيعه نداشتند و غلو آنها دربارهء افراد ديگرى بود . « 2 » شيخ مفيد با توجه به اصطلاح رايج و تاريخى دربارهء غاليان بر آن است كه : غاليان كه از تظاهركنندگان به اسلام هستند كسانىاند كه به امير المومنين و امامان ديگر از نسل آن حضرت نسبت خدايى دادند و آنان را به چنان فضيلتى در دين و دنيا ستودند كه در آن از اندازه بيرون رفتند و از مرز اعتدال فراتر رفتند . « 3 »
--> ( 1 ) . از جمله بنگريد : اشعرى ، ص 66 ، شهرستانى ، ص 155 ، مقدمه ابن خلدون ص 832 ، شريف يحيى ، معجم الفرق الاسلاميه ، بحث غلات . ( 2 ) . به عنوان نمونه بنگريد گزارشهاى ابو حاتم رازى در الزينه ص 305 - 306 و نوبختى در فرق الشيعة ، ص 61 - 62 و اشعرى قمى در المقالات و الفرق ، ص 69 دربارهء فرقههاى چون فرقههاى كيسانى و غلات عباسيه و راونديه ، ( غلوكنندگان در حق فرزندان عباس ) فرقه سلمانيه ( معتقدان به خدايى و يا پيامبرى سلمان ) ، هاشميه ( غلوكنندگان در حق ابو هاشم ) رزاميه ( اصحاب شخصى به نام رزام و قاتلان به حلول خداوند در ابو مسلم ) ، و يا ابو مسلميه كه در حق ابو مسلم غلو كردند . ظهور و مدعيات اين دسته از غلات و نيز فرقهها و القاب ديگرى از آنها نظير خرمدينه ، مزادكيه ، بابكيه ، هيچربط و نسبتى به امامان شيعه نداشته و صاحبان آنها نيز شيعى نبودهاند . همچنين بنگريد گزارش اسفراينى را در كتاب التبصير فى الدين دربارهء فرقههايى نظير حلاجيه ، خرميه ، اهل تناسخ ، خابطيه ، و حماريه ( از فرقههاى معتزله ) و نيز يزيديه و ميمونه ، ( از فرقههاى خوارج ) . ( 3 ) . مفيد ، تصحيح الاعتقادات الاماميه ، ص 131 . در تعاريف ديگر بزرگان شيعى ، علاوه بر نسبت الوهيت به پيامبر ائمه ، اعتقاد به قدرت و شركت آنان در خلق و رزق و علم غيب الهى از مصاديق غلو شناخته شده است . ( شرح نهجالبلاغه ، ابن ميثم ، ج 4 ، ص 360 ، محمد رضا مظفر ، عقايد الاماميه ، ص 57 . )