على آقا نورى

260

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

اجتماعى و پاسخى اجمالى به چگونگى و چرايى ظهور و انشعاب اوليه اين فرقه از مكتب امامان شيعه و امامت منصوص الهى است . زيديان نيز همانند كيسانيه - البته با تفاوت‌هاى قابل ملاحظه‌اى از دل سياست و تحولات سياسى و بر محور امامت و رهبرى روييدند . « 1 » اين گروه در طى زمان و با تكيه بر برخى قيام‌هاى مردم‌پسند و ارائه مبانى و انديشه‌هايى كه زمينه و ظرفيت پذيرش آن كم نبود براى خود استقلالى نسبى در فقه و كلام « 2 » به دست آوردند و

--> - عبد الكريم احمد جدبان ؛ 3 . عدة الاكياس فى شرح معانى الاساس ؛ نوشته شرفى قاسمى ؛ 4 . البحر الزخار ، نوشته ابن مرتضى . اين آثار كه توسط خود زيديان نوشته شده و يا برخى از آنها منسوب به امامان زيدى است ، عموما به بيان انديشه‌هاى كلامى زيديه مىپردازد . آثار ديگرى نيز از طرف پژوهشگران معاصر نوشته شده است و به گونه‌اى جامع‌تر تاريخ و انديشه‌هاى آنان را بيان مىكند ؛ مانند : الامام زيد نوشته ابو زهره ؛ فى علم الكلام ، ج 3 ، نوشته احمد محمود صبحى و نيز كتاب روان‌تر و در دسترس بحوث فى الملل و النحل ، ج 7 . براى اطلاع اجمالى و فهرست‌وار از فرقه‌هاى زيدى ، به جدول ضميمه مراجعه كنيد . ( 1 ) . داستان جدايىهاى اين دو ، هم در موقعيت زمانى و هم در رهبران و مؤسسان و مدعيات آغازين آنها و نيز نوع مواجهه امامان با آنها ، متفاوت است . به عنوان نمونه ابن حنفيه اگرچه از سادات علوى و شخصيتى محترم بوده و بنابر برخى گزارش‌ها وزنه اجتماعى او در آن زمان ، از امام سجاد نيز بيشتر بود و از اين جهت برخى در پيشنهاد رهبرى از طرف مختار به امام سجاد نيز ترديد كرده‌اند . ( الكيسانية فى التاريخ و الادب ، ص 72 ، 88 ، 91 ) اما باز نمىتوان شجاعت و حرارت انقلابى و شرافت نسبى او را با زيد كه از علويان فاطمى بود ، مقايسه كرد . از طرفى زيد و ادامه‌دهندگان سيره او به‌طور مدام با نهى و مخالفت صادقين روبرو بودند ( وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 28 به بعد ، باب ابواب جهاد العدو ) . اضافه بر اينها كيسانيان با غلوهاى نفرت‌انگيز خود و انشعاب‌هاى زياد و پشت‌پازدن به اهل بيت اصيل و در نتيجه هضم در گروه‌هاى غيرشيعى ( رجوع كنيد به فرقه‌هاى كيسانى در فرق الشيعة نوبختى و المقالات و الفرق قمى ) خود را به نابودى كشيدند . بر خلاف اينها زيديه با سياست تساهل و تسامح و ميانه‌روى اعتقادى و نزديكى در اصول و فروع به اهل سنت و از دست ندادن محوريت اهل بيت ( هر چند در مصاديقى غير از امامان دوازده‌گانه ) توانستند ماندگارى خود را تضمين كنند . ( 2 ) . اخذ و اقتباس كلامى ، فقهى زيديان از فقه حنفيه و كلام معتزله چندان مورد تأييد زيديان نيست اما مقايسه فقه و كلام آنها به روشنى مؤيد اين مطلب است . به عنوان نمونه حتى با مقايسه آراء ، زيديه و معتزله در باب توحيد و عدل و قدر و منزلت بين المنزلتين و وعد و وعيد و حتى امر به معروف و نهى از -