على آقا نورى
258
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
درست است كه اين فرقه ، با توجه به ظهور حركت زيد در عداد انشعابات شيعى در عصر اموى برشمرده شده ، با اينحال ترديدى نيست كه شكلگيرى و شكوفايى تاريخى و تمايز فرقهاى اين گروه را بايد در قيامهاى سياسى - نظامى علويان بعد از وى « 1 » و با عميقتر شدن رقابتها و مخالفتهاى متقابل آنان و نيز
--> - و در مجموع از سوژههاى قدح پيروان مكتب اهل بيت بوده است ( به عنوان نمونه بنگريد به : رازى ، ص 259 ؛ فضل بن شاذان ، الايضاح ، ص 303 ؛ حسنى رازى ، ص 28 و 167 ؛ تاريخ تشيع در ايران ، ص 24 ؛ جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 671 - 674 . از آن بيشتر را بنگريد در دو رساله « الرد على الرافضة » و « الرد على الروافض من اهل الغو » در مجموع كتب و رسائل الامام القاسم الرسى ج 1 ، ص 513 - 581 . صاحب اين كتاب از مشهورترين امامان و پايهگذاران فكرى زيديه به حساب آمده و ايام امامت امام موسى بن جعفر و دو امام بعد از وى را درك كرده است . جالب توجه اينكه وى در اين رساله ( ص 554 ) به امامت امام باقر عليه السّلام اعتراف كرده است و مىگويد ما در آن اختلافى نداريم . با اينهمه رساله او خالى از اهانتهاى تلويحى به امامان شيعه به ويژه امام جواد و امام هادى عليهما السّلام نيست . ( 1 ) . آثار كهنى نظير مروج الذهب مسعودى ، ج 3 ، مقاتل الطالبين ابو الفرج اصفهانى به تفصيل قيامهاى علويان و احيانا موفقيت آنها را در تأسيس و تشكيل حكومتهاى محلى گزارش كردهاند . بنابر گزارش اين آثار پس از قيام و شهادت يحيى - فرزند زيد - علويان زيادى بهطور پىدرپى بر خلفاى زمان خود شوريدند . از جمله آنها عبد الله بن معاويه بر مروان حمار ، محمد نفس زكيه بر منصور دوانيقى ، حسين بن على ( صاحب فخ ) بر هادى عباسى ، يحيى بن عبد الله بن حسن بر هارون الرشيد ، ادريس بن عبد الله بر هارون ، محمد بن ابراهيم بن اسماعيل مشهور به ابن طباطبا بر مأمون ، محمد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن حسين بن على بن ابيطالب بر معتصم ، يحيى بن عمر بن زيد بن حسين بر متوكل ، حسين بن محمد بن حمزة بن عبد الله بن حسن بن على بن حسين بن على بن ابيطالب بر مستعين و معتمد . محمد بن جعفر بن حسن بن جعفر بن حسن بن حسن بن على بن ابيطالب بر مستعين بود . با اينحال ، اگر از تشكيل دولت ادارسه در مغرب و حكومت علويان در طبرستان ، كه در زيدى بودن آن نيز ترديدهايى شده ، صرفنظر كنيم ، هيچيك از قيامهاى مزبور به موفقيت چشمگيرى نايل نيامد . البته اين قيامهاى احساسى و البته طبيعى ، حاوى نتايج مثبت و انگيزه بيشتر صاحبان آن مقدس بود و توانست عواطف طبقات زيادى از مردم و حتى عالمان بزرگ اهل سنت را به خود جلب كند و از طرفى فرصت بيشترى براى امامان معصوم در ترويج ميراث اسلام و فرهنگ اهل بيت به ارمغان بياورد . نهى امامان شيعه نيز از سر دلسوزى با هدف ارشادى تحليل شده است . اما از پيامدهاى زيانبار آن از جمله كمرنگ شدن راهورسم امامان شيعه براى برخى از شيعيان و تأثير كمّى بر پيروان آنها نمىتوان چشم پوشيد . بههرحال يكى از نتايج تاريخى روشن آن اين بود كه برخى از علويان خود را از نظام امامت -