على آقا نورى

251

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

از لحاظ تاريخى و فضاى احساسى آن زمان نيز به دور از انتظار نبود كه حجم وسيعى از شيعيان حتى معتقدان به رهبرى نسل پيامبر ، تحت الشعاع قيام مردم‌پسند مختار ، كه خود را از دوستداران اهل بيت و شعار تحريك‌آميز اصحاب او نيز يادآورى ظلم به شيعيان بود ، « 1 » قرار گيرند و اشباع عواطف خويش را در شركت در قيام وى جست‌وجو كنند . از اين جهت بود كه آنان در حركت خود توجهى به سيره و سخن امام سجاد نداشتند ، بلكه همه توجه آنها معطوف پاسخ‌دهى به روحيه انتقام‌جويى و ابراز عملى تنفر شديد خود از بنى اميه و تعقيب قاتلان سيد الشهدا عليه السّلام بود . پرواضح است كه اين هدف ، به ويژه با توجه به سكوت امام سجاد ، با پيروى و طرح امامت ابن حنفيه و يا حداقل نسبت دادن حركت خود به پشتوانه تأييد صريح يا ضمنى او ، تأمين مىشد . به ويژه اينكه امام سجاد عليه السّلام نيز به گونه‌اى صريح به نفى و طرد قيام اين افراد اقدام نكرد . ابن حنفيه نيز نه‌تنها از علويان سرشناس و داراى شخصيتى وارسته بود بلكه سابقه پرچمدارى جنگ‌هاى على عليه السّلام را نيز داشت . « 2 » بنابراين مىتوان گفت كه « اين حقوق و شخصيت ابن حنفيه نبود كه توده‌هاى شيعيان كوفه را گرد او آورد و موجب شد تا او را به عنوان مهدى بپذيرند بلك نياز مردم به وجود مهدى و منجى كه بتواند آنان را از استيلاى امويان رهايى بخشد ، اين نهضت را به وجود آورد . بررسى دقيق تبليغات مختار براى ابن الحنفيه نشان مىدهد كه تأكيد عمده او بر نقش مهدويت محمد بن الحنفيه بود نه بر نقش امامت او و همين مطلب شايد عامل اصلى جلب مردم به سوى او باشد . در عين‌حال همين‌كه اين عقيده القا شد راه خود را يافت و اكثر توده‌هاى شيعى ناپايدار را جاروب كرد و منحرف نمود . پس از اين‌كه نهضت همه‌گير و توده‌پسند شد و با امّيدهاى روشنى

--> ( 1 ) . نشار ، ج 2 ، ص 47 ؛ ابن اعثم ، الفتوح ، ج 6 ، ص 108 - 109 ؛ جعفريان ، تاريخ خلفا ، ص 518 - 521 . ( 2 ) . الكيسانية فى الادب و التاريخ ، ص 77 .