على آقا نورى
243
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
انقلابى عظيم و عمومى بود . در انديشه تمام شيعيان ، امام صادق عليه السّلام مهمترين شخص از خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود « 1 » و همگان انتظار داشتند كه ايشان براى به دست گرفتن حكومت و ايفاى نقش سياسى خود ، قدم پيش نهد . « 2 » در اين صورت براى عدهاى ، هرچند اندك و غيرقابل توجه ، كه شناختى در مورد امام و رسالت او نداشتند و يا با موهومات خود زندگى مىكردند ، طبيعى بود كه پس از مرگ امام عليه السّلام و به سر نيامدن انتظارشان ، مدعى مهدويت و ناميرايى او بشوند . پس از شهادت موسى بن جعفر نيز نتيجه اين انديشه آشكارتر شد و موجب پيدايش فرقهاى به نام « واقفيه » شد كه با توجه به اهميت آن در مبحثى مستقل بدان مىپردازيم . پس از رحلت سه امام بعدى نيز اگرچه ظهور چنين ادعايى نسبت به امامان همانند سابق نبود اما بر اساس گزارشها گروهى از افراد كه به جانشينى سيد محمد ، يكى از فرزندان امام هادى عليه السّلام معتقد شدند ، با شنيدن خبر مرگ پسر ارشد امام ، به انكار مرگ وى پرداختند و گفتند : از آنجا كه امام هادى از جانشينى او خبر داده و از طرفى بر امام دروغگفتن روا نيست پس فرزند ايشان در دوران حيات پدر نمرده بلكه از نظرها غايب شده است « 3 » پس از رحلت امام حسن عسكرى نيز دو گروه به چنين اعتقادى روى آوردند . يكى از اين دو گروه مدعى بود امام عسكرى فرزند نداشته و از طرفى زمين نبايد هيچگاه خالى از حجت باشد و به همين دليل امام خود حجت خداوند است كه نمرده و تنها از نظرها غايب شده و او همان قائم است . و گروه ديگرى گفتند كه اگرچه درگذشته اما بار ديگر زنده خواهد شد و همو قائم است .
--> ( 1 ) . كلينى ، ج 8 ، ص 159 - 160 ، ح 158 . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 370 ، و ج 8 ، ص 331 ، ح 509 . ( 3 ) . نوبختى ، ص 97 .