على آقا نورى
23
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
انتقال آن به ديگر افراد . كه از محورهاى نزاع شيعيان و خوارج و معتزله و كراميه و اشعريه مىباشد . « 1 » از نگاه شهرستانى ، اختلافات جزئى ديگر به محورهاى فوق بازگشت مىكند البته وى ، همانند اغلب مورخان ملل و نحل ، تعداد فرقههاى اسلامى را به هفتاد و سه رسانده و نخواسته و يا نتوانسته شمارش خود را با قاعده و ضابطهاى كه خود بيان كرده است تطبيق كند . اغلب اختلافات و انشعابات فكرى و تمايزات فرقهاى و نزاعهاى برون گروهى و درون گروهى فرقهها و مناظرات گروههاى فكرى ، همچنين تكفيرها و تفسيقهاى صاحبان فرقهها نسبت به يكديگر ، و چه بسا صاحبان يك فرقه نسبت به افراد همان فرقه ، نيز مربوط به اين قبيل مسائل و موضوعات بوده است . « 2 » ابن حزم دربارهء تكيهگاههاى اصلى هريك از فرقهها و تمايز عقيدتى آنان از فرقههاى رقيب و آنچه موجب تشخص فكرى هريك از فرقهها مىشود ، چنين مىگويد : فرقهها ، هركدام داراى ويژگىهايى خاص هستند كه بدان شناخته مىشوند . براى نمونه ، محور انديشهها و مباحث مرجئه و وجه اشتراك همه زير مجموعههاى اين گروه ، با وجود اختلاف آنها در ديگر امور ، بر گرد مسائل ايمان و كفر و وعد و وعيد است . يا اينكه اساس سخنان معتزله بر مسئله توحيد و صفات است ؛ اگرچه بعدها در مباحثى نظير ايمان و كفر مرتكب كبيره و بحث قدر وارد شدند . محور انديشههاى شيعه نيز اعتقاد به افضليت و احقيت على و اولاد او بوده است و در ديگر امور اختلاف دارند . اساس مذهب و ديدگاه خوارج بر مبحث ايمان و كفر و وعيد و امامت استوار بوده و آنان نيز در بقيّه امور با يكديگر و ديگر فرقهها
--> ( 1 ) . شهرستانى ، همان ، ص 21 - 23 . ( 2 ) . برخى از نمونههاى آن را بنگريد : زنجانى ، فضل الله ، تاريخ علم الكلام فى الاسلام ، ص 83 فاطمه زهرا عليها السّلام 1 - 193 .