على آقا نورى
227
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
حضرت زينب و از آشنايان نزديك امام حسين عليه السّلام و عبد الله بن عباس كه از عالمان به تأويل قرآن بود به امام نامه مىنويسند كه به كربلا نرود چون بيم كشته شدن وى را داشتند ، حاكى از آن است كه آنها نيز خيال مىكردند امام از آينده خبر ندارد . 2 - هشام بن حكم نقل مىكند كه وقتى امام صادق عليه السّلام از حال ابن طيار از من جستوجو كرد ، به او گفتم وى مرد . حضرت فرمود : رحمه الله و لقاه نضرة و سرورا فقد كان شديد الخصومة عنا اهل البيت . « 1 » در اينجا مراد از « شديد الخصومه » نه فقط دشمنى ، بلكه شامل مباحثه و جدال علمى نيز بوده است . تنازعات و مجادلات درونى اصحاب ائمه در باب شئون و ويژگىهاى امامان را نيز نمىتوان از موارد شايع اين نزاع دانست . 3 - در حديث ديگر هنگامى كه يكى از پاسخهاى علمى امام كاظم توسط يكى از صحابه به گوش ابو بصير مىرسد و ابو بصير آن پاسخ را برنمىتابد ، در پاسخ به آن صحابى مىگويد : اظن صاحبنا ( امام كاظم ) ما تكامل علمه ( و يا حكمه ) . « 2 » شيخ مفيد در كتاب اعتقادات از جماعتى از اهل قم با عنوان « شيعه مقصره » ياد مىكند كه معتقد بودند امامان بسيارى از احكام شريعت را نمىدانند و در فهم آن از آراء و ظنون استفاده مىكنند . نقطه عطف تاريخى اين اختلاف را مىتوان بعد از درگذشت امام رضا عليه السّلام و امامت فرزند خردسالش مشاهده كرد . نوبختى اين نزاع فكرى را كه منجر به انشعاب و فرقهگرايى شيعيان نيز شده است ، اينگونه بيان مىدارد : « سبب دو دستگى آن دو گروه كه دستهاى از ايشان به امامت احمد بن موسى گرويده و دسته ديگر از پيروى وى سرباز زده و درنگ كردند آن بود كه چون ابو الحسن رضا عليه السّلام درگذشت ، پسرش محمد هفتساله بود . گروهى او را خرد و كودك شمردند و گفتند
--> ( 1 ) . همان ، شماره 651 و 652 . ( 2 ) . همان ، شماره 291 .