على آقا نورى

180

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

در اينجا گزارش احمد امين ، را به عنوان نتيجه‌گيرى و جمع‌بندى كلى از اين مبحث ارائه مىكنيم . نزاع علويان و عباسيان در طول عصرى كه از آن ياد كرديم و پس از آن استمرار يافت . هرزمان كه يكى از خلفاى عباسى قيام مىكرد يكى از علويان نيز در مقابل وى مردم را به سوى خود مىخواند . سپس جنگ آغاز و آن علوى كشته مىشد و گاهى قبل از قيام ، نقشه وى كشف مىگشت و زندانى يا مسموم مىشد . گاهى نيز براى خوش آمدگويى عباسيان عليه علويانى كه قصد انقلاب و قيام نيز نداشتند ، دسيسه‌چينى مىشد و دستگاه خلافت نيز ( بدون تحقيق ) آن علوى را متهم به ظلم و عداوت مىكردند و اين شيوه كار آنان گشته بود . كافى است تاريخ هريك از اين خلفا را بخوانى تا به روش كار آنان با علويان آشنا گردى و به گونه‌اى كه اين روش شعار خلافت شده بود . . . . از نگاه وى قومى كه خدا خمس را بر آنان حلال و صدقه را حرام شمرده بود و محبت و كرامت آنان را بر ديگران واجب كرده بود ، كارشان به جايى رسيده بود كه با فروش و عاريه دادن لباس و سلاح خود ارتزاق مىكردند . آرى زشتىهاى بنى اميه با همه زيادى آن ، در برابر زشتىهاى بنى عباس كه شهر ظلم و جور را بنيان نهادند ، كم و كوچك بود . « 1 » ج ) دشمنى و رقابت عباسيان با امامان شيعه اثنى عشرى روابط و مناسبات علويان با عباسيان عموما برپايه مبارزه و رويارويى مستقيم قرار گرفته بود . گو اينكه براساس برخى گزارش‌ها افرادى از علويان نيز به جهت حسادت و يا انگيزه‌هاى مادّى و مقام‌خواهى گاهى مقهور طبع ذلّت‌پذير

--> ( 1 ) . احمد امين ، فجر الاسلام ، ص 292 - 297 .