على آقا نورى
151
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
امام على سخن به ميان آمده است . در اين روايات ، بر خلاف گزارشگران تاريخى مورد اشاره ، اشارهاى به جريانسازى ابن سبأ در شورش عليه عثمان نشده و هيچگونه سخنى از اظهار وجوب امامت و وصايت براى امام على عليه السّلام توسط او به ميان نيامده است ، بلكه تنها اين بحث مطرح شده كه او مدّعى الوهيت امام على عليه السّلام شد و امام نيز او را به قتل رساند . « 1 » به اضطراب و تناقض در گزارشهاى موجود در اين باب اشاره شد . اضافه بر اين ، آنچه كه بيشتر از همه دامنگير ارائهدهندگان اين نظريه و بالطبع موجب نقص و كاستى و ترديد در آن شده ، جهتمند بودن و تعصّب فرقهاى صاحبان آن است . در اينجا از تحليلهاى مغرضانه و غيرعلمى مستشرقان كه نوعا در جستوجوى خاستگاه خارجى براى افكار مسلمانان هستند ، صرفنظر مىكنيم ، امّا اشاره به اين نكته ضرورى است كه آن دسته از نويسندگان اهل سنّت نيز كه به تأييد اين نظريه پرداختهاند ، عموما از كسانى هستند كه به مخالفت افراطى با تفكر شيعى معروف بودهاند . بگذريم از آنكه برخى از آنها - به ويژه از نوع سلفى - حكم به خروج شيعيان از قلمرو مسلمانى دادهاند . « 2 » صاحبان اين نظريه از خود نپرسيدهاند كه چگونه ممكن است يك شخص ( و آن هم به زعم آنان فردى با سابقه يهودى گرى ، و البته بر فرض وجود خارجى ) بتواند سرنوشتسازترين رخداد سده نخست را سامان دهد و در پى آن به تأسيس و طرح عقيدهاى بپردازد كه حجم زيادى از مسلمانان را به پيروى از خود واداشته است . پرواضح است كه گزارش كسانى كه حكم به الحاد و كفر جميع شيعيان دادهاند ، نمىتواند به عنوان يك گزارش معتبر مورد استناد قرار گيرد . رسالت علمى و اخلاقى همه پژوهشگران اقتضا دارد
--> ( 1 ) . كشى ، شماره 170 - 174 . ( 2 ) . به مواردى از اين امر در بحث ديدگاه ملل و نحلنگاران اشاره شده است . همچنين بنگريد : صبحى ، ص 37 .