على آقا نورى
136
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
محدوديت بحث ، از آن خوددارى مىكنيم . به علاوه با نگاهى گذرا به ديدگاههاى مورد اشاره ، اين آسيبها براى خواننده روشن مىشود . بنابر تحليل محمود صبحى ، يكى از عوامل اختلاف پژوهشگران دربارهء تعريف و تاريخ پيدايش شيعه و فزونى آن نسبت به ديگر فرق ، آن است كه ظهور فرقههاى ديگر نوعا مرتبط با حوادث معيّن تاريخى است كه در آن حادثه اختلافى نيست ( همانند خوارج ، قدريه و تا حدودى مرجئه ) اما شكلگيرى تشيع معلول چندين عامل تاريخى است كه هر كدام اثر خود را در تكميل و رواج تشيع گذاشته و بيشتر كسانى كه از زمان ظهور تشيع سخن گفتهاند به اين نكته و سير تطور اين مكتب توجه نكردهاند . و در نتيجه هريك بر حادثه يا زمان خاصى تكيه داشته و تحليل خود را برپايه آن استوار كردهاند . « 1 » با اينحال خود اين نويسنده نيز دچار خلط مبحث شده و با بىتوجهى به سير تطور آنكه همراه با حفظ جوهره تشيع بود ، به انكار ربط و نسبت تشيع نخستين با تفكر شيعى بعد از آن ( در ايام صادقين ) پرداخته تشيع عصر صادقين را با تشيع نخستين داراى اختلاف جوهرى مىداند . از اين روى وى اختلاف تشيع همراه اعتقاد به رجعت و بداء و پذيرش آن را با تشيع آغازين بسى بنيادين مىداند . درست است كه تشيع در يك سير تطورى از اعتقاد به امامت و خلافت على عليه السّلام ( صرفنظر از مراتب و مبناى اين اعتقاد ) آغاز شد و تا مرحله كمال و پيدايش آن به شكل رسمى با ويژگىهاى كلامى - فقهى متمايز و در قالب يك فرقه رسمى ادامه يافت . نيز درست است كه هريك از رخدادهاى سياسى و فكرى تا عصر صادقين به نوعى در ويژگىهاى تشيع تأثير گذاشت . « 2 » اما اين جريان تكاملى هيچگاه از اعتقاد به احقيت و افضليت على عليه السّلام و باور به ضرورت پيروى از وى ، به عنوان يك حلقه واسطه ، خالى نبود . البته اين سخن به اين معنا نيست كه ما تشيع را با توجه به
--> ( 1 ) . صبحى ، نظرية الامامة ، ص 28 . ( 2 ) . تحليل كلى و توجه به اين سير تاريخى را بنگريد در : جعفرى ، سيد حسين محمد ، تشيع در مسير تاريخ .