على آقا نورى

128

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

نمىتوان صرفا با انگيزه اعتقاد به شايستگى شخصى و ويژگىهاى فردى و يا نسبت خويشاوندى على عليه السّلام با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بدون توجه به زمينه‌سازىهاى پيامبر و جايگاه دينى وى تبيين كرد ، چرا كه اين قبيل ويژگىها كم‌وبيش در ديگر اصحاب نيز وجود داشت . مسلم است كه بدون وجود زمينه‌هاى اجتماعى و اقبال نسبى جامعه به آنان ورق به سود آنان رقم زده نمىشد . درست است كه اثبات استناد طرفداران على عليه السّلام به شواهد دينى و نصوص پيامبر از راه گزارش‌هاى تاريخى معتبر آسان نيست و نيز با توجه به عوامل خاص اجتماعى و رعايت برخى از ملاحظات سياسى و اخلاقى توسط امام على و اصحاب وى در زمان دو خليفه نخست ، مجالى براى ظهور و طرح تفكر شيعى باقى نماند و چنين واژه و اصطلاحى در آن زمان براى اطرافيان على عليه السّلام متعارف نشد . « 1 » همچنين ممكن است سخن ابن تيميه را كه مىگويد « در خلافت ابو بكر و عمر كسى با نام " شيعى " شناخته نشده و اين واژه به هيچ‌كس اضافه نمىشد » « 2 » بپذيريم . با اين‌همه از اين نكته نبايد غافل بود كه در اينجا سخن بر سر لفظ و كلمه نيست ، بلكه نزاع اصلى بر سر وجود و عدم وجود يك جريان فكرى بدون توجه به نام و يا كميت و يا بروز اجتماعى آن است . « 3 »

--> ( 1 ) . الزين ، محمد حسين ، الشيعة فى التاريخ ، ص 29 . ( 2 ) . ابن تيميه ، منهاج السنة ، تحقيق محمد رشاد سالم ، ج 2 ، ص 64 . ( 3 ) . شايد مراد دكتر عبد الله فياض نيز همين باشد در آنجا كه مىگويد : « شيعه قبل از فاجعهء كربلا در سال 61 هجرى فرقه يا فرقه‌هايى تشكيل نداد بلكه شيعيان فقط به صورت ياران و پيروان يا حزب بودند و روايات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - اگرچه در صحت نقل بعضى از آنها ترديد هست - به معنى يك فرقه يا عقايد مشخص نيست زيرا تا آن زمان فرقه‌ها ظاهر نشده بودند و گويا مراد از شيعهء على عليه السّلام در احاديث مذكور ياران و پيروان او باشند . در روايت « نوبختى » كه ذكر شد علىرغم اين‌كه كلمهء « فرقه » به كار رفته است ، ممكن نيست مقصود از آن يك فرقهء دينى معروف به شيعه در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يا بعد از او باشد چون كلمهء فرقه در آن روايت با اضافه على عليه السّلام به كار رفته است ؛ پس به معنى ياران و جماعت است ، نه به معنى فرقه‌اى دينى كه داراى عقايد معيّن باشد . علاوه بر آن ، نوبختى خود در همان كتاب در جاى ديگرى چنين نقل مىكند : « اساس همهء فرقه‌ها چهار است : شيعه ، معتزله ، مرجئه و -