على آقا نورى
127
خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )
خود از نخستين دستهبندىهاى مسلمانان بعد از رحلت پيامبر از فرقهاى به نام علويه ، شيعه و يا انصار على ياد كردهاند . « 1 » گو اينكه اهداف و انگيزههاى چنين حمايتى را مىتوان متفاوت و آميزهاى از اعتقادات دينى ، گرايشهاى خانوادگى ، و يا شناخت برخى از آنها از شايستگىهاى شخصى على عليه السّلام ( و نه مبناى مذهبى ) دانست . « 2 » در عينحال تشيع به معناى دوستى ، همراهى و اعتقاد به حق على در جانشينى پيامبر يكى از نظرياتى بود كه بعد از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در عرض ديگر نظريات مطرح شد . صاحبان اين ديدگاه اگرچه به زمينههاى قبلى طرح رهبرى امام على عليه السّلام توسط اين دسته از اصحاب اشاره نكردهاند اما برخى از پژوهشگران اساسا طرح اين انديشه را در آن ماجرا ، نه يك باور ناگهانى ، بلكه ادامه و بروز همان جريانى مىدانند كه بذرهاى آن در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و به دست خود آن جناب پاشيده شده بود . « 3 » پرواضح است كه ابراز مخالفت برخى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با انتخاب ابو بكر « 4 » را
--> - آن نمىرفتم ؛ تو نيز آزادى كه بيعت بكنى يا صبر كنى تا در كارت تأمل نمايى ؛ من تو را مجبور نمىكنم . امام نيز پس از گذشت هفتاد و پنج روز از رحلت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله - آنگاه كه فاطمه ( س ) رحلت كرد - بيعت نمود ( كتاب الردة ، ص 7 و 47 ) . تلاشهاى امام على عليه السّلام و حضرت زهرا را براى بازگرداندن امر خلافت به اهل بيت بنگريد : شرح نهج البلاغه ، ج 28 ، 52 و 67 ) . طبرى و ابن اثير نيز نقل كردهاند كه انصار يا جمعى از آنان در سقيفه گفتند : ما جز با على بيعت نمىكنيم . ( طبرى ، ج 3 ، ص 208 ؛ ابن اثير ، ج 2 ، ص 325 ) و نيز آمده است كه زمانى كه خبر بيعت به سلمان رسيد ، گفت : مسنترين را برگزيديد اما در مورد اهل بيت پيامبرتان به اشتباه رفتيد ؛ اگر با آنان بيعت مىكرديد دو نفر با شما اختلاف نمىكردند . ( سقيفه و فدك ، ص 43 ؛ ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 49 ) . گزارش بيشتر آن را با استناد به منابع تاريخى اهل سنت بنگريد : رسول جعفريان ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 2 ، ص 18 - 25 . ( 1 ) . ناشى اكبر ، ص 10 ؛ نوبختى و اشعرى قمى ، ص 2 - 4 . ( 2 ) . صبحى ، نظرية الامامة ، ص 33 - 34 . البته در اينجا حساب ابو سفيان نيز جدا است و هدف توطئهآميز او در حمايت از خلافت على عليه السّلام داستان ديگرى دارد . ( 3 ) . فياض ، ص 37 . ( 4 ) . براى اطلاع از اعتراض برخى از اصحاب برجسته پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به انتخاب خليفه نخست بنگريد : بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 262 به بعد ؛ يعقوبى ، ج 2 ، ص 124 - 125 ؛ و نيز بنگريد : ناشى اكبر ، ص 9 - 10 .