محمد حسن خان اعتماد السلطنه

823

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

بعنوان دسر مىخورند نه مانند ايرانيان به هنگام نيمچاشت ) . آلوبالو و گيلاس ، چيلك كوچك جنگلى ، انجير سياه دراز ، زردآلوى كم‌آب و همچنين ساير ميوجات . اما نه اين است كه در وين تنها ميوهء خوب نباشد . در اغلب بلاد فرنگستان بواسطهء رطوبت هوا و زيادى باران و كمى آفتاب ميوه خوب نمىشود . . . ( صفحهء 227 ) اكنون كه سخن بر سر ميوه‌هاست مناسبت است گفته شود كه ناصر الدين شاه درين سفرنامه گل آفتابگردان و درخت « تيول » را به ايرانيان شناسانيده است . دربارهء گل آفتابگردان نوشته است در روسيه زياد مىكارند و تخمهء آن را « همه رعيتها بخصوص زنها متصل شكسته مىخورند . » ( صفحهء 241 ) . از همين اشاره برمىآيد كه در آن وقت هنوز ميان ايرانيان خوردن تخمهء آفتاب‌گردان مرسوم نبوده است . از « تيول » در دو جا ياد مىكند . يك جا نوشته است « تيول درختى است مشابه نارون و ليكن گل معطرى دارد » ( صفحهء 102 ) و در جاى ديگر به نكته‌اى پرداخته است كه قبول صحت آن بر عهدهء گياه‌شناسان است . نوشته است : « درخت تيلول كه شبيه به نارون است اما گلهاى كوچك زرد بسيار معطرى دارد يعنى چنان معطر است كه گل فضاى صحرا را معطر كرده است . در جنگلهاى ايران هم از اين درخت هست و ديده شده است . . . » ( ص 172 ) شايد براى نخستين بار بوده است كه يك مقام رسمى - آن هم پادشاه مملكت از يك مؤسسهء شرقشناسى اروپايى ( در وين ) بازديد مىكند و شرحى راجع به آن در سفرنامهء خود مىگنجاند . ازين ديدار چه نكتهء مهمى در ذهن شاه نشسته است نمىدانيم و از نوشتهء او هم چيزى به دست نمىآيد كه ما را از تأثر قضيه در وجود او آگاه سازد . آنچه نوشته اين است : از آنجا رفتيم به مدرسهء شرقيه . . . اطاق كوچكى بود ، سى نفر شاگرد دارند كه در آنجا زبان عربى و فارسى و تركى عثمانى و فرانسه و يونانى تحصيل مىكنند . از هر زبان هم معلم داشتند . نشستيم اول يك نفر شاگرد نمسه‌اى پيش‌آمد خطبه به زبان فارسى خواند و چند فرد شعر از كمال اسمعيل ، بعد گلستان شيخ سعدى را شاگردان خواندند ، خوب مىخواندند . بعد در عربى و تركى و غيره امتحان دادند . ( صفحهء 207 ) در همانجا نام رئيس مدرسه را كه بارب بوده مىآورد و مىنويسد : « خودش فارسى را بسيار خوب حرف مىزند . » درين سفرنامه نام بعضى از فرنگيها مىآيد كه نامشان جسته گريخته در كتابهاى خاطرات و سفرنامه‌هاى ايرانيان و كتابهاى دورهء ناصرى آمده و لطف دارد ببينيم كه در سفرنامهء ناصر الدين شاه به چه مناسبتى نامشان درج شده است . گاستگرخان اطريشى ( نمساوى ) از مهندسانى بود كه سالهاى دراز را در خدمت ايران گذرانيد و در راه‌سازى خراسان ، مازندران و نقشه‌بردارى از راههاى ديگر ايران كار كرد . ناصر الدين شاه درين سفر با شاه همراه شده بوده است . شاه