محمد حسن خان اعتماد السلطنه
766
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
حاج ميرزا آقاسى ( ص 212 - ص 157 چاپ اول ) متأسفانه همهء اينها تعارف است و مجامله . حاجى به تمام معنى دنيادوست و رياستطلب بود و از كسانى است كه مسئول انحطاط ايران به شمار مىرود . براى شرح احوال او دستور الاعقاب مرجع خوبى است . آقاى سعادت نورى نيز شرح حال او را با نظر موافق در مجلهء يغما نوشتهاند . اينكه در پايان شرح حال او مىنويسد « يك هفته قبل الوقت از رحلت خود خبر داده بود » اين امر ارتباط به هيچ عالم روحانى و ماوراء - الطبيعه ندارد ، هستند كسانى كه اينطور به حال خود وقوف حاصل مىنمايند . حاج ميرزا محمود قزوينى ( ص 212 - ص 158 چاپ اول ) ظاهرا پسر حاجى ميرزا احمد پسر حاجى محمد رحيم پسر حاجى عبد الله تبريزى كلاهدوز . وى در نجف تحصيل كرده بود و يكى از علماى معتبر قزوين به شمار مىآمد و متأسفانه با داشتن علم و فضل اولا تبعهء عثمانى شد و ثانيا به فكر افتاد و به قصد ساختن طلا بسيارى از ثروت خود را به باد داد و سرانجام در طهران به دست كسان خود خفه شد . ( مينودر ، ص 314 ) در اينجا از حاج شيخ هادى پسر او نامى نيست . شيخ محمد تقى بجنوردى ( ص 213 - ص 158 چاپ اول ) متوفى شب 14 صفر 1314 و مدفون در دار السيادهء آستانهء مقدسه . وى از شاگردان صاحب جواهر بود . حاج سيد اسمعيل عقيلى ( ص 213 - ص 158 چاپ اول ) ابن احمد المازندرانى از علماى مقيم عتبات پدرزن مرحوم آقا شيخ على مدرس و مرحوم لطفى وزير اسبق دادگسترى و مرحوم انتظام الحكماء و آقا سيد يوسف رشتى و آقا سيد احمد مرعشى كه سه نفر از دامادهاى آن مرحوم روحانى و مجتهد بودند . برادرى هم داشت به نام آقا سيد هادى عقيلى كه در دادگسترى و مستشار استيناف بود . از آقا سيد اسماعيل اولاد ذكر نشده . وى مؤلف كفاية الموحدين فى عقايد الدين است به فارسى در سه جلد كه در طهران چاپ شده است تأليف ديگر او وسيلة المعاد است كه شرحى است بر نجات العباد كه آن نيز چاپ شده است . او در غرهء شعبان