محمد حسن خان اعتماد السلطنه
711
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
امتياز آن آن است كه به خط مرحوم كلهر است و از بهترين نمونههاى خطوط چاپى اوست . « * » ژورنال اكودوپرس ( ص 142 - 104 چاپ اول ) در سفر اول ناصر الدين شاه به اروپا حاج ميرزا حسين سپهسالار در استانبول شاه را واداشت كه يك چاپخانهء سربى با حروف عربى و لاتين خريدارى كند . يكتن مهندس بلژيكى به نام بارون دونورمان را هم كه سالها در راهآهن بلژيك خدمت كرده بود به قصد ايجاد راهآهن در ايران استخدام كرد . كار راهآهن سر نگرفت اما اين شخص كه عنوان « مهندس مخصوص دولت عليه ايران » داشت در 1292 چاپخانهء مزبور را به كار انداخت و به پيشنهاد سپهسالار روزنامهاى به نام « وطن » به فرانسه ( لاپاترى ) La Patrie به دو زبان فرانسه و فارسى تأسيس كرد كه فقط يك شماره از آن در تاريخ شنبه 9 محرم 1293 هجرى قمرى برابر با 5 فوريه 1876 م انتشار يافت و توقيف شد . ( يادگار ، ش 7 ص 13 - 15 ) ژورنال اكو دو پرس Journal Echo de Perse يا به فارسى « روزنامهء صداى ايران » را اعتماد السلطنه به تقليد آن روزنامه داير كرد و در روز شنبه 4 جمادى - الثانيهء 1302 كه روز بعد از نوروز بوده است آن را به نظر شاه رسانيد و شاه را خوشآمد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 394 ) . نويسندهء اين روزنامه هم همان بارون دونورمان بود كه شاه همان اوقات دستور داد كه سپرده به صنيع الدوله باشد و كار روزنامه را بكند ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 395 ) انتشار اين روزنامه ابتدا به كمك بارون دونرمان بود و بعدا به كمك دكتر مورل ، ولى چون اين هردو اروپائى بودند و حدود آزادى در اروپا را در نظر داشتند مقالاتى مىنوشتند كه براى دولتهاى خارجى خوشآيند نبود . چنان كه يك بار روسها نسبت به آن اعتراض كردند و يك بار عثمانيها و در نتيجهء اعتراض عثمانيها شاه به پيشنهاد اعتماد السلطنه روزنامه را دو ماه توقيف كرد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 538 ) و اين قضيه مربوط به روز سهشنبه 23 ربيع الثانى 1304 است يعنى تا آن روز روزنامه انتشار مىيافت . در همان ابتداى انتشار هم بنابه گزارش ملكم ، وزير خارجهء انگليس از آن اظهار نارضائى كرده بود ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 428 ) . يحيى خان مشير الدوله هم كه وزير خارجه و بارون دونرمان ابتدا بعنوان مترجم در خدمت او بود درين كار تحريكاتى مىكرد و خود نورمان هم بنابرقرارى كه شده
--> ( * ) تجديد چاپ آن به همراه « مرآت السفر » با مقدمههاى ايرج افشار و عبد الله فرادى انتشار يافت ( تهران ، 1363 ) .