محمد حسن خان اعتماد السلطنه
707
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
ميرزا شجاع السلطنه گشت . اردوى اين دو كه ليندزى انگليسى نيز در آن بود فاتح شد و شيراز را گرفت و منوچهر خان به لطايف الحيل اين دو شاهزاده را گرفت و تحت الحفظ به طهران فرستاد ( نوروز - 13 ذى حجه 1250 ) . در 1252 هجرى قمرى بهجاى بهرام ميرزا حاكم كرمانشاه و لرستان و خوزستان شد و آن صفحات را نيز منظم نمود . در 1254 والى اصفهان شد و طوايف بختيارى را مطيع نمود و مدت نه سال با نهايت قدرت در آن خطه حكومت كرد بطورى كه در هنگام ناخوشيش گرگين خان حاكم جديد اصفهان كه از طرف حاجى ميرزا آقاسى فرستاده شده بود شش ماه در قم و كاشان به انتظار نشست و جرأت نكرد كه به اصفهان نزديك شود تا منوچهر خان درگذشت ( 1263 ) و او وارد شهر شد . جسد منوچهر خان را در قم دفن نمودند . منوچهر خان بسيار باكفايت ، مقتدر ، كاردان ، مدير و مدبر و سختگير و سخت كش و ظاهرا امين بوده است . چه جد اعلاى آقا بزرگ صاحب الذريعه يعنى حاج محسن بن حاج محمد طهرانى بن ملا على اكبر بن حاج باقر كه از تجار طهران بوده و در گيلان هم تجارت داشته چهار سال پيش از فوت خود او را وصى خويش قرار داده و در وصيتنامهء خود ذكر كرده بود كه « . . . نهايت تدين دارند ، حقير ايشان را شناختهام » ( ذريعه ج 9 ق 1 ، ص 145 ) . اگر اين وصيت و اظهار آشنائى بر ترس نباشد دليل بر امانت منوچهر خان است . اين چاپخانه كه در متن از آن ذكر شده است همان است كه منوچهر خان به شراكت با آقا زين العابدين تبريزى در طهران داير نمود به اين توضيح كه در 1240 بر اثر شهرت آقا زين العابدين فتحعلى شاه او را به طهران خواست ( كاوه دورهء دوم ش 5 ص 11 به بعد ) و او در طهران كمكم با منوچهر خان آشنا شد و در تكيهاى كه به نام او بود ( يعنى تكيه منوچهر خان ) منزل گرفت و با پشتيبانى و همت او كتابهاى بسيار چاپ كرد كه به « چاپ معتمدى » مشهور گشت و منوچهر خان در اين كار آنقدر سرمايهگذارى كرد كه نوشتهاند « . . . به قدر بيست هزار تومان اخراجات نموده و مقدار هشتصد هزار جلد كتاب . . . چاپ فرموده به دست خاصوعام انداخت . . . » ( مجلهء تعليم و تربيت ، س 4 ش 11 ص 657 به بعد ) اين كتابها بيشتر به اقتضاى زمان كتب دينى مشهور بود مثل قرآن و صحيفهء سجاديه و زاد العماد و حق اليقين و عين الحيات و حيات القلوب و جلاء العيون و اشارات و نخبه كه اين آخرى از مرحوم حاجى كلباسى است و بعضى ادعيه و رسائل عمليه از حجت الاسلام رشتى و شريعتمدار استرآبادى و امثال اين كتب ( ذريعه ج 9 ق 1 ، ص 144 ) . منوچهر خان ثروت بسيار داشت و پس از فوتش ميان بستگانش و شاه كه از اتباع روسيه بودند اختلاف پيشآمد و چند تن از علماى ايران فتوى دادند كه چون منوچهر خان خواجه و غلام بوده است ارث او به آقايش كه شاه باشد مىرسد . ولى مرحوم سيد حسن مدرس بزرگ از علماى وقت اصفهان در اين فتوى شركت نكرد و بههرحال