محمد حسن خان اعتماد السلطنه
674
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
مىگيرد و اقتصاد كشور اسير سرمايهداران بيگانه مىگردد . هيچ مانعى ندارد كه اراضى باير از طرف شهرها در اختيار دولت باشد و به كسانى كه مىخواهند خانه يا كارخانه بسازند و يا قنات و چاهى براى كشاورزى احداث نمايند به قيمت نازلى فروخته شود و احتكار زمين و در بورس قرار دادن آنكه نمايندهء ناسالمترين و منحطترين اقتصاد است از ميان برود و اگر جائى اصلاحات ارضى روا باشد در درجهء اول اصلاح ارضى در مورد زمينهاى باير و ساختمانى است و بعد زمينهاى زراعتى . « * » ميرزا محرم يزدى ( ص 104 - ص 73 چاپ اول ) يعنى ميرزا عبد الوهاب يزدى پسر آقا محمد على نسخنويس پسر آقا محمد هاشم زرگر خوشنويس بسيار معروف پسر محمد صالح لؤلؤى كه خودش در يزد به دنيا آمد و پدرش ابتدا ساكن شيراز بود و بعد به يزد هجرت كرد و جدش آقا محمد هاشم هم ظاهرا به يزد مهاجرت كرده بوده است . ميرزا عبد الوهاب و پدرش هردو شاعر بودند و هردو متخلص به محرم و پسر هم در علوم قديم و هم در دار الفنون تحصيل كرده بود . لقب ملك الشعرائى او را آقاى بامداد ، از ناحيهء محمد شاه ذكر كرده است و به صورت ملك الشعرا عراقين ( رجال ايران ، ج 2 ص 317 ) . وى سفرى به عتبات عاليات رفت و در بازگشت مدتى در كرمانشاه اقامت داشت . آنگاه به طهران آمد و در شمار شاعران دربار فتحعلى درآمد و ملك الشعرا لقب گرفت ( ذريعه ج 9 ق 3 ص 974 ) . در طهران زبان فرانسه را ياد گرفت و از اين جهت در آغاز تأسيس دار الفنون جزو مترجمين مدرسه قرار داده شد و در ضمن درس هم مىخوانده است و چون قوهء تحصيلى او بيش از مبتديان بوده است سمت خليفگى معلمين هم پيدا كرد . اشعار او بيشتر در مراثى و مصيبت اهل بيت است و از آثار شعرى او « فرهنگ خدا - پرستى » است در وقعهء عاشورا كه در 1281 چاپ شده است . فوت محرم بعد از اين تاريخ روى داده است . وى زبان انگليسى هم مىدانسته و روىهمرفته شاعر خاصى بوده است . ماده تاريخ دار الفنون ( ص 104 - ص 73 چاپ اول ) از اين جهت « بافته » گفته است كه شعر را نمىپسنديده ، زيرا ماده تاريخ معقد
--> ( * ) ظاهرا تنها جائى است كه مرحوم محبوبى اردكانى از مبحثى تاريخى استفاده جسته و گريزى آرام به مباحث اجتماعى زمان خود زده است . اشارهاش به مسائل مربوط به اصلاحات ارضى و زمينهاى شهرى و محدوده است .