محمد حسن خان اعتماد السلطنه
652
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
است در شمالشرقى بوشهر به مسافت يازده فرسخى آن شهر و سى و پنج فرسخى شيراز ( فارسنامه ، ج 2 ص 208 ) . مير علم خان امير قائن ( ص 69 - ص 43 چاپ اول ) پسر امير اسد الله خان حسام الدوله كه امير علم خان سوم باشد . در زمان استيلاى سالار بر خراسان مدتى در طهران بود و بعدا فرار كرده به هرات نزد پدرش رفت . پس از ختم غائلهء سالار پدر و پسر به خراسان برگشتند و به قائنات محل حكمرانى خود رفتند . امير علم خان پس از درگذشت پدرش حاكم قائنات شد و آن منطقه را با استبداد و دقت و مراقبت سخت اداره مىكرد ، بطوريكه رعايايش حق مراوده و صحبت با هيچ شخص غير قائنى نداشتند ( خاطرات حاج سياح ، ص 143 ) و دادوستد آنها مخصوصا در مورد زعفران مىبايست با مأمورين امير باشد . ( خاطرات حاج سياح ، ص 144 ) حكومت سيستان نيز بعدا به او واگذار شد ولى ظاهرا « در تجزيهء سيستان از عوامل عمدهء اجراى سياست حكومت انگليس شد . » ( امير كبير و ايران از آدميت ، ج 3 ص 248 ) . ولى در عينحال شجاع و دارا و صاحب سفره و بخشش بود و براى آن سرحد در مقابل افاغنه كسى جز او از عهده برنمىآمد و به عقايد مردم هم كارى نداشت ( خاطرات حاج سياح ، ص 144 ) . حكومت سيستان نيز بعدا به او واگذار شد . در 1284 به لقب حشمت الملك ملقب شد و در 1309 پس از بازگشت در گناباد درگذشت و جنازهاش را به مشهد بردند و در دار السعاده دفن نمودند . تولاى انگليسها در اين خاندان از اين شخص شروع شده است ( خاطرات اعتماد - السلطنه ، ص 208 و ص 1154 ) . براى شرح حكومت او رجوع شود به خاطرات حاج سياح ( ص 143 تا 158 ) و خاطرات ميرزا خانلر خان اعتصام الملك . « * » سردار على خان سيستانى و فتح قلاع لاش و فراه ( ص 70 - ص 44 چاپ اول ) سردار على خان رئيس ايل سربندى كه به اطاعت دولت ايران بود و دختر بهرام - ميرزاى معز الدوله پسر عباس ميرزا را به زنى گرفت . على خان به دست برادرزادهء خود تاج محمد كشته شد و زن او هم كه در دفاع شركت داشت زخمى شد و پس از قتل على خان به طهران بازگشت . از اين پس نفوذ دولت در سيستان استقرار يافت ( هشت سال در
--> ( * ) سفرنامهء ميرزا خانلر خان اعتصام الملك ، به كوشش منوچهر محمودى ، تهران ، 1351 ش .