محمد حسن خان اعتماد السلطنه
605
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
حشمة الدوله ، عبد الله ميرزا ( ص 58 - ص 34 چاپ اول ) عبد الله ميرزاى پسر بيست و ششم عباس ميرزاى نايب السلطنه و متولد 1261 هجرى قمرى كه نام اصليش سلطان ابراهيم ميرزا بود و چون پدرش در جوانى درگذشت ناصر الدين شاه اسم عبد الله ميرزا را بر او گذارد و پس از فوت عمويش حمزه ميرزاى حشمت الدوله در 1297 لقبش را به وى داد . وى از حكام درجه دو و سه و مردى متعدى بوده است . در 1305 حاكم گلپايگان و كمره بود و مردم از او شكايت كردند و اموال او مصادره شد و خودش به خانهء امين السلطان بست نشست . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 252 ) در 1309 با دادن ده هزار و به قولى بيست هزار تومان حاكم استراباد شد ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 910 ) و چون خواست آن پول را از مردم درآورد مردم به شكايت برخاستند و به شاه تلگراف كردند . تلگراف را به نظر شاه نرسانده به خود حاكم رجوع كردند . حاكم نيز در صدد آزارشان برآمد و خواست زن و بچه آنها را بگيرد و اذيت كند . پس قريب پانصد نفر زن و بچه به تلگرافخانهء روس رفته عريضهء تلگرافى به شاه فرستادند و خودشان در قونسولخانهء روس بست نشستند و اين گويا اولين بستنشينى ايرانيان در سفارتخانهء خارجى بوده است . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 951 ) و لذا در اوايل سال 1310 از آن سمت معزول شد و فقط شش ماه در استراباد بود . ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 966 ) . محبعلى خان ماكوئى ( ص 58 - ص 35 چاپ اول ) از سرداران طرفدار حاجى ميرزا آقاسى كه در 1257 مقام سرتيپى داشت و با شش فوج سرباز و جمعى سوار بروجردى و كرمانشاهى به اردوى منوچهر خان معتمد - الدوله در خوزستان پيوست و منوچهر خان او را به حكومت بختيارى فرستاد و او تكاليف خود را در آنجا انجام داد و معتمد الدوله او را به كرمانشاه فرستاد و از طهران نيز به او حكم شد كه قاتلان حاجى خان شكى حاكم سابق را گرفته به طهران فرستند . اين حكم به دست حاكم كرمانشاه عبد الحسين خان جوانشير افتاد و او خوانين آنجا را تحريك كرد و مىخواست با محبعلى خان جنگ كند . ازاينرو معزول گشته فتحعلى خان بهجاى او منصوب شد و او مأموريت خود را انجام داد و چون عبد الله پاشاى بابان به قصد سنندج حركت كرده بود فتحعلى خان با پانزده هزار نفر روانهء كردستان شد و عبد الله پاشا ترسيده بازگشت و جنگى اتفاق نيفتاد و فتحعلى خان هم به كرمانشاه بازگشت و در حكومت مستقل شد و آنگاه به دزفول و خرمآباد رفته آن صفحات را منظم كرد و از بروجرد به اصفهان رفت و با منوچهر خان معتمد الدوله ملاقات نمود و چون خوانين