محمد حسن خان اعتماد السلطنه
550
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
اين جلوه و شهرت مولود عقبماندگى محيط بود نه دانش بسيار او ، چه او فقط هشت سال از ده سالگى تا هجده سالگى ) در پاريس درس خوانده بود و مسلما در ايران از اصول معارف جديد چيزى فرا نگرفته بود . زيرا هنوز در ايران معمول نشده بود . پس تحصيلات او در اروپا قطعا از اول برنامهء ابتدائى شروع مىشد و بفرض اينكه برنامهء آن روز مدارس فرانسه را هم آسانتر از امروز تصور كنيم در مدت هشت سال حد اكثر مىتوانست تا ديپلم متوسط پيش برود و اين اندازه تحصيلات براى اينكه شخص را متفكر و صاحب انديشه در مسائل سياسى و اقتصادى و اجتماعى نمايد كافى نيست . اينكه او را مهندس گفتهاند و تحصيلات او را مهندسى دانستهاند از اين جهت است كه آن روز در ايران به هركس هندسه مىدانسته است مهندس مىگفتهاند . ميرزا جعفر خان مشير الدوله و ميرزا رضاى مهندسباشى و چند تن ديگر را هم كه آن روزها مهندس مىخواندهاند از اين لحاظ بوده است ، نه اينكه مانند يك مهندس دانشكدهء فنى يا پلىتكنيك ديدهء غربى باشند و علوم عاليهء مهندسى را خوانده باشند . تدريس ملكم در دار الفنون هم حساب در حدود ابتدائى و هندسه در حدود ابتدائى و دورهء اول دبيرستان بوده است . چيزى كه هست محيط بقدرى عقبمانده و ملكم آن اندازه باهوش و حراف بوده است كه توانسته است نقاط ضعف را درست به چشم خوانندگان كتاب يعنى اهل مطالعه جلوه دهد و چون زبان فرانسه و شايد انگليسى هم مىدانسته است استفاده از روزنامههاى خارجى كمك بزرگى براى او بوده است . اينكه گفته شده است اولين خط تلگراف را هم او ايجاد كرده مقرون به دقت نيست . اولين خط تلگراف را كرزيز « 1 » اطريشى ميان دار الفنون و باغ لالهزار يعنى فاصلهء اواسط خيابان ناصر خسرو و تا لالهزار فعلى احداث كرد و شرح آن هم در روزنامهء وقايع اتفاقيه آمده است . منتهى ملكم براى جلب نظر ناصر الدين شاه كه در آن موقع حدود بيست و يكى دو سال سن داشت اسباب تلگراف را آورده بود كه اتفاقا نظرش هم تأمين و باعث تعجب شاه گرديد . مسئلهء تغيير خط و الفباء را هم كه او مطرح و در آن باره بحث كرده است و گويا كتابى هم با خط جديد خود چاپ نموده است « * » چيزى بود كه ميرزا فتحعلى آخوندزاده در قفقازيه آن را عنوان و به شدت دنبال مىكرد و اين حرف و خردهگيريهاى او بر اسلام به تحريك نهانى روسها بود كه مىخواستند مبانى مدنيت و علاقهء مسلمانان قفقاز را به ايران و اسلام از ميان بردارند ، وگر نه نه خط فارسى مانع پيشرفت ايران بوده و هست و نه دين اسلام و نه شعر به سبك قديم و نه موسيقى و آواز و اين قبيل علائق ملى هزاران سالهء ايرانيان . معهذا نوشتههاى ملكم باارزش است و هنوز هم اثر و اهميت خود را از دست نداده است و خود ملكم هم با همه سروصدا در مورد استرداد محال قطور به ايران خدمتى به
--> ( 1 ) - Kriziz ( * ) گلستان سعدى را به خط اختراعى خود در لندن ( 1302 ق . ) به چاپ خوبى رسانيد . يك صفحه از آن در پايان به چاپ رسانيده مىشود .