محمد حسن خان اعتماد السلطنه

538

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

اعتماد الدوله ، عيسى خان ( ص 46 - ص 23 چاپ اول ) پسر امير قاسم خان قوانلوى قاجار و برادر صلبى مهدعليا مادر ناصر الدين شاه كه در ابتدا ملقب به والى بود و بعد اعتماد الدوله لقب يافت . در 1271 حاكم گيلان شد و چند سال در آن خطه بود . در 1274 حاكم اصفهان شد و در 1275 رئيس شوراى دولتى به نام « مصلحت - خانه » و در همين سال هم به لقب اعتماد الدوله ملقب شد و نيز در همين سال به حكومت يزد مأمور گشت و در اين مأموريت بود كه در سال 1278 درگذشت و مجلس ختم او را شاه به وسيلهء تلگراف برچيد ، يعنى دستور برچيده شدن آن را با تلگراف داد . عباس ميرزاى برادر شاه در خاطرات خود از اين شخص و روابط او با خواهرش مهدعليا به خوبى ياد نكرده است . ركن الدوله ، محمد تقى ميرزا ( ص 46 - ص 23 چاپ اول ) پسر محمد شاه از زنى صيغه از اهل اورميه در حدود 1262 متولد شد و در 1273 حكومت طهران به وى داده شد و ميرزا موسى تفرشى از او نيابت مىكرد . در 1283 كه حاكم زنجان بود به لقب ركن الدوله ملقب شد . در اوايل 1289 مجددا به حكومت زنجان رفت و در 1293 والى خراسان گشت . در 1298 مجددا از اين سمت معزول شد و حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار جاى او را گرفت . ولى پس از فوت حاجى ميرزا حسين خان دوباره او حاكم خراسان شد و تا سال 1300 در اين مقام بود . ولى عزل او به علت فوت حسام السلطنه عملا صورت نيافت و دوباره خود او به حكومت خراسان رفت و تا شعبان 1301 حكومت كرد . در 1303 مدير دار الشوراى كبرى گرديد . در ذيقعدهء 1304 مجددا به حكومت خراسان منصوب شد و از جمادى الاولى 1306 نيابت توليت آستان قدس نيز به آن اضافه شد و تا شوال 1308 در اين دو سمت بود . در اواسط 1309 والى فارس شد و در شعبان 1310 معزول گشت و در 1318 درگذشت . ركن الدوله بنا به توصيف اعتماد السلطنه مردى بوده است زشترو و داراى ابروهاى پر مو و سبيلهاى كلفت و سياه ، چشم از اندازه خارج و دماغ گنده و بيقاعده و در شيوهء حكومت هم نظير ساير حكام مملكتى در پى تأمين آتيه و اخاذى بوده است و شايد از اين جهت باشد كه اعتماد السلطنه او را بسيار عاقل و عامل و صرفه‌جو و خوش‌رو خوانده است ( ص 143 خاطرات اعتماد السلطنه ) .