محمد حسن خان اعتماد السلطنه

531

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

شكنجه و آزارى بود كه نسبت به محبوسين داده مىشد به طورى كه در ظرف دو ماه دو قتل در محبس كنت روى داد و يكى از آنها سبزى فروشى بود كه سر او را فلك كردند و در حال جان سپرد . كنت تا واقعهء رژى همچنان رئيس پليس و نظميه بود . با ايجاد سروصداى رژى و پيش بردن علما عزل كنت عنوان شد و شاه هم پذيرفت و او را ژنرال آجودان خود كرد و رياست تشريفات هيأت مستقبلين از سفراى خارجى را به دو سپرد . او تا عزل محمد على - شاه اين سمت را داشت و آن‌وقت از خدمت بر كنار گرديد . ولى حقوق و مستمرى خود را مىگرفت تا در 1916 ميلادى درگذشت و در دولاب كه چند تن از بستگانش نيز در آنجا مدفون بودند به خاك سپرده شد . وى از نظر نظامى داراى درجهء امير تومانى بود و تبعيت ايران داشت . كنت سيزده فرزند داشت و ارشد ايشان آرتور منشى وزارت خارجه بود و در اوايل سال 1310 درگذشت ( خاطرات اعتماد السلطنه ، ص 1170 ) . دختر كنت ليلى نيز زن شارژه دافر اطريش در ايران شد . پسرى هم داشت كه در ايران به دنيا آمد و به دستور شاه نام او را جمشيد گذاشت . پسر ديگرش آنتونيو در موقع ورود به ايران چهار ساله بود . او و آرتور در طهران به مدرسهء دار الفنون رفتند و دورهء آن مدرسه را ديدند و آنتونيو بعدا عضو ادارهء تشريفات دربار گرديد . زمانى هم كاردار سفارت ايران در بخارست بود و در 1922 كاردار سفارت ايران در صوفيه شد و پس از جنگ بين‌المللى دوم كه او و زنش در صوفيه بودند و در نازونعمت به سر مىبردند گرفتار انقلاب كمونيستى شدند و توانستند جان به سلامت به در برند و تهيدست به ايتاليا بروند و در آنجا به تنگدستى مىگذراندند تا به استخدام سفارت ايران درآمد . آنتونيو زبانهاى فارسى و آلمانى و فرانسه را خوب مىدانست ( از مجلهء اطلاعات ماهانه سال 3 آبان 1329 ، ص 16 به اختصار ) . مهندسباشى ، ميرزا عباس خان ( ص 45 - ص 22 چاپ اول ) پسر ميرزا رضاى مهندسباشى از محصلين اعزامى دورهء عباس ميرزاست . صاحب ترجمه در 1275 جزو اولين دسته محصلين اعزامى زمان ناصر الدين شاه به فرانسه فرستاده شد و در آنجا دورهء پلىتكنيك پاريس را ديد و پس از بازگشت به ايران ابتدا در وزارت جنگ مشغول خدمت شد و چند مأموريت سرحدى انجام داد . مدتى نيز مأمور احتساب طهران بود و چون خواست از تصرف اراضى معابر به وسيلهء متنفذين جلوگيرى كند زود او را از اين كار برداشتند . مدتى هم با منصب سرتيپى دوم رياست تشريفات نظام و سفراء را داشت و مخاطب به « مهندس حضور » بود . در زمان صدارت حاج ميرزا حسين خان سپهسالار جزو آجودانهاى او بود و چون او به تأسيس مدرسهء اتاماژورى ( ستاد ) اقدام كرد مهندس حضور را رئيس آن نمود .