محمد حسن خان اعتماد السلطنه
527
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
رياست اصطبل توپخانه را داشت و از اين دستگاه نفع بسيار مىبرد . خودش از شيكترين مردان روز و اسبش از بهترين اسبها و دواب توپخانه از بدترين و لاغرترين حيوانات بودند . وى به لقب سالار مكرم و سردار امنع ملقب بود . در فاصلهء سالهاى 1321 تا 1325 هم مدتى رئيس قشون خراسان بود و عمر درازى يافت و در اواخر عمر با سختى و فلاكت بسيار زندگى مىكرد و در سال 1328 خورشيدى در سنى قريب به صد در طهران درگذشت . شفيع خان چاپارباشى اهل قراباغ و مردى ساده بود و چاپارچىباشيگرى او هم از زمان محمد شاه است . زمانى گويا زنى از شاهزادگان را گرفته بوده است . در آن فرداى شب زفاف به هركس مىرسيده مىگفته است « قارداش من شاهزاده اولمشام » يعنى برادر ، من شاهزاده شدهام ( گفتهء كريم اصفهانيان ) . مىپرسيدهاند چرا ؟ مىگفته است به آنجهت كه ديشت با شاهزاده خانمى زفاف كردهام و هم اوست كه در محرم 1268 از او التزام گرفته شد كه كاغذها را درست و بىعيب برسانند و اگر چاپاران ولايات مساهله نمايند ديوانيان از آنها مؤاخذه كنند و گويا او بشير الدوله بوده و در 1270 فوت شده است . شهاب الملك ( بشير الدوله - نظام الدوله ) ، حاج حسين خان ( ص 45 - ص 22 چاپ اول ) كه قبلا شهاب الملك و يوزباشى لقب داشته است چه در 1271 درجه و منصبش در نظام يوزباشى بوده است ، در 1273 هنگام لشكركشى به هرات از سركردگان سپاه بود و پس از فتح آن شهر به اتفاق حسين خان برادر سام خان ايلخانى به طهران آمد و هردو مورد تشويق واقع شدند و اين حسين خان صاحب ترجمه را درجهء سرتيپى دادند . در 1274 بهجاى اسمعيل خان بشير الدوله چاپارچىباشى شد و در 1276 ملقب به شهاب الملك گرديد . در 1282 به منصب امير تومانى رسيد و در 1283 به رياست قشون خراسان منصوب شد و تا حدودى از تاختوتاز تركمنها جلوگيرى به عمل آورد . سال بعد به حكومت كرمان تعيين گشت . در سال 1289 كه امير توپخانه بود به حكومت خراسان منصوب شد ، به اين صورت كه چون حسام السلطنه اوامر حاج ميرزا حسين خان سپهسالار را اطاعت نمىنمود سپهسالار به شاه شكايت كرد و به دستور شاه حسين خان شهاب الملك كه از اوضاع خراسان با اطلاع بود به مشهد رفت و شاهزاده را به طهران فرستاد و خود به حكومت پرداخت . در اوايل سال 1291 ملقب به نظام الدوله شد و در 23 محرم سال 1292 در محل مأموريت خود درگذشت .