محمد حسن خان اعتماد السلطنه
75
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
مدرسهء اترك و مدرسهء گمش تپه كه معقل و محكمهء ياغيهاى اتركنشين بودند ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و يك ، سال هيجدهم جلوس همايون . جنگ با سوارهء غارتگر تركمان مرو كه بعضى از قراى قاين را تاخته بودند به سردارى عبد الباقى خان و غرقهشدن پانصد نفر تركمان در رود هرات ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو ، سال نوزدهم جلوس همايون . جنگ سوارهء شاهيسون و اينانلو و خراسانى با تركمانهاى قراياب و تدمير ايشان و ساير اشرار آن سامان ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو ، سال نوزدهم جلوس همايون . تفريق هزار و هشتصد سوار از تراكمهء مرو و ساروق كه به عزم تاخت سرحدات خراسان آمده بودند و از استعداد سپاه منصور ساخلوى آن حدود و ثغور اطلاع به هم رسانيده ناچار راه فرار اختيار كردند ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو ، سال نوزدهم جلوس همايون . تفريق چهار هزار تركمان به رياست نورويردى خان تركمان به قصد تاختوتاز درهجز آمده بودند و از عده و عدهء قشون ساخلوى مطلع گرديده بىنيل مرام راه رجعت گرفتند ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و دو ، سال نوزدهم جلوس همايون . تنبيه ياغيها و اشرار صفحات اورامان كردستان به دست امان الله خان والى كردستان ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و سه ، سال بيستم جلوس همايون . جنگ و تفريق و تنبيه تركمانهاى رونه و مهنه و آقچه قلعه و اطراف آن و تخريب محكمها و معاقل ايشان به سردارى حسين خان شهاب الملك شاهيسون ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و سه ، سال بيستم جلوس همايون . جنگ اللهيار خان سرتيپ درهجزى با تراكمهء تكهء مروى ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و سه ، سال بيستم جلوس همايون . جنگ نواب و الا كيومرث ميرزا ملكآراى با ايشان متنبى كه موسوم به مراد و به شعبده و طرارى خود را در ميان تركمانهاى طايفهء جعفر باى پيغمبر به قلم آورده بود در آققلعه و هدف گلوله نواب و الا شدن شخص ايشان مذكور و هزيمت جميع تبعه و پيروان وى ، سنهء هزار و دويست و هشتاد و چهار ،