محمد حسن خان اعتماد السلطنه

63

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

تسخير سقناق ده‌كرد از حصون الكاى سيلاخور و تدمير اشرار و طغات آن حدود به دست نواب خانلر ميرزا احتشام الدوله . قيام ملا محمد على زنجانى به دعوت سيد عليمحمد باب و فريفتن گروهى عظيم از عوام كالانعام و سوق عساكر منصوره بر سر شهر زنجان و تحصن آن گروه ضلالت پژوه و اشتعال نيران قتل و تواتر حملات قشون ظفرنمون و تسخير خطهء زنجان و تطهير عرصهء آن خاك از فرقهء ناپاك ، سنهء هزار و دويست و شصت و پنج سال دويم جلوس همايون . ظهور فتنهء سيد يحيى فرزند ناخلف آقا سيد جعفر كشفى عليه الرحمة در نيريز و دعوت وى مردم را به مقالهء سيد عليمحمد باب و حركت قشون جمعى نصر الله قزوينى نصر الملك و غيره به سمت نيريز و پيوستن مقاتلات و حروب و قتل سيد يحيى و استيصال پيروان او ، سنهء هزار و دويست و شصت و شش ، سال سوم جلوس همايون . آويختن سيد عليمحمد باب عليه اللعنة و العذاب در ميان ميدان شهر تبريز و بارانيدن شهب تير تفنگ بر آن طاغيهء شياطين به حكم مطاع واجب الاتباع سلطان السلاطين و قلع مادهء فساد على رؤس الاشهاد ، سنهء هزار و دويست و شصت و شش ، سال سوم جلوس همايون . غوغا و هيجان اهالى تبريز و حوالى آن به جهت ظهور كرامتى از مقام معروف به بقعهء صاحب الامر واقع در ميدان صاحب الزمان عجل الله فرجه بواسطهء التجاء گاوى كه آن را قصابى براى كشتار حاضر ساخته بود و تسكين آن غوغا به اهتمام و سعى محمد رضا خان فراهانى وزير آذربايجان با جمعى از علماء عظام و فقهاء فخام ، سنهء هزار و دويست و شصت و پنج ، سال دوم جلوس همايون . غوغاى اهالى اصفهان و ظهور فتنهء بزرگ در آن ملك و مقاتلات غلامحسين خان سپهدار با اشرار و كشته گشتن جمعى از مشاهير در اين فتنهء خطير ، سنهء هزار و دويست و شصت و پنج ، سال دوم جلوس همايون . ياغيگرى و نافرمانى گروهى از عظماء و خوانين قبايل بختيارى و ساير طوايف اكراد و تسخير معاقل و قلاع ايشان به دست نواب خانلر ميرزا احتشام الدوله ، سنهء هزار و دويست و شصت و پنج ، سال دويم جلوس همايون . فتنهء شيخ نصر خان حكمدار بندر بوشهر و محاصرهء لشكر ايالت فارس شهر بوشهر را و پيوستن جنگ به حكم نواب بهرام