محمد حسن خان اعتماد السلطنه
303
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
از اين گاه نامش در جميع ممالك مشهور شد و صيت فضايل و آوازهء خصايصش در افواه افتاد . بعضى از دول قويه در منع انتشار جريدهء فريدهء مشاراليها جهد بليغ مبذول داشت ، لاجرم خاطر سيد را از اروپا ملالت گرفت و به سمت آسيا در گردش آمد و به حدود ايران رسيد . نگارنده او را حسب الامر به دار الخلافه دعوت كرد و به كرات به حضور مبارك شاهنشاهى ارواحنا فداه مشرف گرديد و طبقات اهالى از دانى و عالى آن بزرگوار را ديدار نمودند . پس به روسيه رفت و فعلا در پطرسبورغ است . همهجا محترم بوده و مكرم زيسته . اهل سنت و جماعت او را « افغانى » مىشمارند ، چنان كه تلميذ اجلش استاد الادب محمد عبده در مقدمهء رسالهء « رد نيجريه » نگاشته . بالجمله اين شخص بزرگوار از اعاجيب روزگار است و نوادر ادهار . ميرزا ابراهيم طبيب مشهور به دكتر از عظماء اطباء دار الخلافه است . در اين فن شريف مشى مشارقه و مغاربه هردو را تحصيل كرده و تكميل نموده . شيخ زين العابدين هزار جريبى فقيهى نبيه بود و در طهران به مدرسهء ميرزا صالح امامت مىكرد . شيخ محمد طاهر در قصبهء حضرت عبد العظيم از اجلهء ثقات است و مرجع شرعيات . صدر الافاضل مولى حسن تسليم اديبى بارع و شاعرى مشهور بود ، رسالهء « الصبح الصادق » از اوست . ميرزا حيدر على مجد الادباء ساكن طهران معلم نواب متعاليه فرح السلطنه - حرسها الله - است . از شعر نغز و خط نيك بهرهء لايق دارد و « ثريا » تخلص مىكند . نظم و نثرش مدون است و قصايدش در [ مدح ] ائمه عليهم السلام به نام « خير الكلام فى مدائح الكرام » معنون و چالاكيش در صنعت تاريخ مبرهن . از بنات فكر و نتايج خاطرش اين چند مادهء تاريخ چون مناسب اين باب اين كتاب بود به آنها تراجم اهل هنر و دانش را مذيل و ساق اين اوراق را مخلخل ساختيم . در تاريخ وفات مرحوم حاج شيخ محمد حاج شيخ رضائى و نصب فرزندش جناب شيخ جعفر به جاى پدر گفته : سر برآورد از پى تاريخ او « مجد » و سرود * از محمد مسجد و محراب ابو جعفر رسيد 1294 و در تاريخ وفات خلدآشيان آقا سيد اسمعيل بهبهانى سروده كه :