محمد حسن خان اعتماد السلطنه
276
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
و دويست و هفتاد وفات يافت . حاج رشيد خان بيگدلى از شعراء و خطاطين اين دوره معدود بود و در شكستهنويسى و خط تحرير استادى بزرگ محسوب مىگرديد و رؤساء دوائر عظيمهء دولتى در طلب وابستگى وى همگان جدى تمام داشتند و با يكديگر همى بخل مىورزيدند . در شعر « اخگر » تخلص مىفرمود . لطفعلى بيك آذر صاحب « آتشكده » جد پدرى اوست . فوتش در مشهد مقدس رضوى اتفاق افتاد ، رحمة الله عليه . ميرزا حاج محمد كرمانشهانى « بيدل » تخلص از مشاهير اساتيد شعراء عصر خود بود . كتابى در مقتل نگاشته موسوم به كتاب دستان ماتم و رسالهاى در عروض و قافيه دارد و مثنوى عسر و يسر در نظم « فرج بعد الشده » نيز از اوست . ميرزا نصر الله اصفهانى اسلافش همه از افاضل و برخى از ايشان به منصب قضاء عسكر نايل بودهاند . مشاراليه خود از كبراء شعراء اين دولت بود و « شهاب » تخلص مىكرد و تاج الشعراء لقب داشت . ميرزا سيد على طهرانى از شعراء مشهور و عرفاء معروف اين عهد بود و « شباهنگ » تخلص مىفرمود . ميرزا حسن بن ميرزا حبيب الله الشيرازى پسر حكيم عظيم استاد الكل قاآنى شاعر است و خود نيز از هنر پدر بهرهور بود و « سامانى » تخلص مىنمود . از فنون جديده نيز شطرى تحصيل كرد و سال يكهزار و دويست و هشتاد و پنج هجرى درگذشت . حاج محمد زمان جلاير خراسانى از عرفاء و شعراء بود و به سالك مشهور مولى محمد اسمعيل ازغدى مشهدى ارادت داشت . نفحات غيبيه و درج اللئالى و ديوان المناقب يادگار و از آثار اوست . در سال يكهزار و دويست و هشتاد و شش وفات يافت . « ساقى » تخلص مىفرمود . ازغد بر وزن سرمد از قراى شاهاندز مشهد است . ميرزا محمد على خان اصفهانى اصلا از سهده است . در شيوهء شاعرى جميع مشاهير سخن طرازان خويشتن را نزد او تحقير مىكردند و ناچيز مىشمردند . « سروش » تخلص داشت و به شمس الشعرائى ملقب و به شغل قصيدهسرائى در ايام تهنيت منصوب و مرتب بود . و در سال يكهزار و دويست و هفتاد و پنج رحلت كرد ، طيب الله ثراه كما طيب لسانه وفاه .