محمد حسن خان اعتماد السلطنه

190

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

علاوه بر جلالت شأن و عظمت مقدار اين بزرگوار در ملك و ثروت و اموال و مستغلات نيز از معاصرين ابناء سلسله كمتر با وى برابر بودند . جماعتى در حق او به صدور خوارق عادات معتقدند . عبادت و تقوى و رياضات شاقهء مشروعه‌اش مشهور است . از اولاد ذكورش بعضى به درجهء اجتهاد رسيدند ، از آن جمله اجازهء مبسوطه كه به خط خود براى سه فرزند دانشمندش فخر الدين محمد و جمال الدين محمد و نور الدين محمد رحمة الله عليهم كه از بطن صبيهء محقق قمى صاحب القوانين رضى الله عنه بودند نوشته و به اجتهاد هرسه تصريح نموده و عينا در دار الخلافه زيارت شد و فعلا در دست سبط بزرگوارش شريعتمدار نجم الدين على اكبر بن جمال الدين محمد است . و در اجازهء مسطوره مرقوم و از مردم معتبر موثق مسموع افتاده كه در حق حجة الاسلام مشاراليه رحمة الله عليه از ناحيهء مقدسه توقيعى رفيع به صدور و از آن توقيع كرامتى عظيم به ظهور رسيده . وى از آثار و تصانيف چيزى بر جا نگذاشت الا تعليقهء قواعد الاحكام . شرح احوالش در بسيار جا به نظر رسيده و در ترجمهء وى صاحب روضات الجنات را چند خطا افتاده و حاج سيد شفيع چاپلقى و حاج سيد على اصغر پسرش و ميرزا محمد تنكابنى را غلطهاى فاحش روى داده . فوت اين عالم بزرگ اسلام چنان كه نگارنده در « مآثر السلطان » از مجلدات « مرآت البلدان » ضبط نموده سال هشتم از جلوس همايونى است مطابق سنهء هزار و دويست و هفتاد و يك از هجرت نبوى . قبرش در دار السرور بروجرد مشهدى است مشهور ، طيب الله ثراه . آقا سيد اسمعيل مجتهد بهبهانى ساكن دار الخلافهء طهران از طراز اول فقهاء و ارباب حكم و فتوى معدود بود . رسالهء عمليه‌اش مطبوع است . جمعى تقليد وى مىكردند . در معاشرات مردم مشيى متوسط داشت و از اين جهت احدى را بر وى طعن و دق نبود . فرزندان آن فقيه زمان همه با تقوى و قدس در طلب علم كوشيدندى ، از ايشان مير عماد الدين و سيد ناصر الدين عليهما الرحمه در طلوع جوانى و بحبوحهء تحصيل ، آن به نجف اشرف و اين به دار الخلافهء طهران درگذشتند . و شريعتمدار آقا سيد عبد اللّه در طهران وارث محراب و منبر آن جناب است و از فقاهت پدر نيز بهرى لايق دارد و خويشتن را مجتهد مىشمارد . و نگارنده از شرح احوال آقا سيد اسمعيل اعلى الله مقامه لختى در لغت بهبهان از « مرآت البلدان » رقم كرده است . وفات اين بزرگوار در شب ششم صفر سال يكهزار و دويست و نود و پنج هجرى به طهران اتفاق افتاد و در تشييع جنازه‌اش از مسلم و معاهد و ذمى ازدحام عظيمى