محمد حسن خان اعتماد السلطنه

170

چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )

بارى چون درياچه بدان عرض و طول در ليلهء ميلاد مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و آله بر زمين فرورفت آن كليساها برافتاد و آن مرغزارها بخشكيد و تقريبا يكهزار و سيصد و پنجاه و دو سال بود كه همى آفتاب بر تك درياچه مىتافت و گرد از زمينش به آسمان مىرفت ، و اينك طبيعت عالم از شش سال است كه شروع در تشكيل آن كرده . از بعضى كتب غيبت به نظر رسيده بود كه از علائم ظهور پرنور حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه يكى عودت بحيرهء ساوه است . منت خداى را جلت قدرته كه اين علامت بلكه اين كرامت در عهد سلطنت اين خسرو پاك نهاد ستوده اعتقاد روى داد - كه آلها روزگارش با دولت آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم پيوسته باد . سال گذشته كه يكهزار و سيصد و پنج هجرى و چهل و يكم قمرى جلوسى است موكب فرخنده كوكب نيل زيارت تربت فاطميه و بشارت دولت قائميه را به سمت قم در حركت آمد و بعد از سياحت بحيره شرحى كافى در جهات جغرافى به دست مبارك نگارش رفت كه نمرهء ششصد و پنجاه و پنجم جريدهء ايران از آن آرايش گرفت . از آنجا كه تحقيق « 1 » ملوكانه صادر از حس و عيان بود به اغلب السنهء فرنگ ترجمه شد و براى علماى جغرافيا سندى در نهايت صحت واقع گرديد . انكشاف بسيارى از معادن در ممالك محروسهء ايران ، على الخصوص معدن فيروزج كرمان . صنعت سيگارسازى برگى و كاغذى در تمام بلاد ايران . انكشاف نوعى از چوب در الموت دار السلطنهء قزوين بواسطهء امير الامرآء العظام نصر الله خان نصر الملك دام اجلاله كه براى عصا و چوبدستى بهتر از آن در ايران بهم نمىرسد . « 2 » نسخ آيين حيدرى و نعمتى از دوران گوركانيان ما بين مريدان شاه ولى نعمة الله كهبنانى و مريدان پير كبير سيد حيدر تونى كار به مخاصمه مىگذشت و اين مرض از مريدان مصطلح و پيروان طريقت ايشان متدرجا به جميع طبقات رعاياى ايران حتى مردم عامهء بازارى كه با هيچ طريقت سر كارى ندارند نيز سرايت كرده در نفوس متمكن و در قلوب مركوز گرديده بود و هرساله در اوقات اجتماع و ازدحام على الخصوص روز عاشورا ، در كافهء شهرها و قصبات تمام ممالك محروسه ميان اهالى محلات حيدرى و مردم محلات نعمتى جنگهاى بزرگ مىافتاد و از طرفين كشتارهاى سخت به ظهور مىرسيد ، همانا سلاطين صفويه بر اقتضاء پليتيك اين آتش را دامنها زدند و عموم مردم ايران را از اين رهگذر بر دو قسمت متضاد ساخته با يك‌ديگر خونخواه و كينه‌جوى كردند .

--> ( 1 ) - اصل : تحقيقى . ( 2 ) - به لغت ديلمى « پلاخور » مىگويند و از درختچه‌اى است .