محمد حسن خان اعتماد السلطنه
164
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
انگليس اگر كسى بر پليس تجرى كند و تجاسر ورزد واجب القتل است ، چنان كه در سفرنامهء فرنگستان از نگارش يمين شاهنشاه ايران زمين تصريح شده . و چون موكب مسعود صاحبقرانى از سفر فرنگ ثانى مراجعت گزيد كنت دمنت فرت را كه مستخدم گرديده بود بفرمود تا اين اداره را در نهايت اهتمام مشتمل بر كثرت و ازدحام تشكيل داد و با اسلحهء خاص و ملبوس مخصوص طبقات تابين را بر آيين اروپا برآراست . اينك شغل شحنگى شهر و پاس بيوتات و اسواق دار الخلافه با اين گروه انبوه مىباشد و الحق در سد طريق سرقت و حفظ نظام عام اين اداره را مدخليتى تمام است ، و فى الحقيقه بندگان شهريار جهاندار شطرى از قدرت خويش بدرقهء اين كار قرار داده در تقويت جانب و اجراء مقتضيات آن از هربابت حتى افاضهء سطوت و مهابت هيچ دقيقه فرونگذارده . در اين تاريخ مدير مشاراليه خود داراى لقب نظام الملكى و امتياز امير تومانى است و اجزاء و اعضايش صاحبان مراتب و مواجب ديوانى . اين رباعى را در تحذير تبعهء ابليس از ياساى ادارهء پليس گفتهاند كه زنهار حذر كنيد رندان ز پليس * يك جو نرود به خرج ايشان تدليس در كندهء كنت دمنت فرت خواهد مرد * در چرخ اگر كند خطائى برجيس تعديل جمع و خرج ايران در اول اين دولت قوى صولت ميرزا تقى خان فراهانى امير اتابيك با ميرزا آقا خان نورى اعتماد الدوله خراج مملكت را با خرج دولت موازنه كردند ، يك مليان تومان فاضل خرج بود بر دخل . پس شاهنشاه زمانه همى تدبيرات ملهمانه به كار بست تا بعد از سالى چند جبر اين كسر گزاف كرد و رفع اين تفاوت و اختلاف نمود . اكنون كلية هرچه دخل است خرج نيز همان است ، منت بيحد خداى را كه چنان است . حفظ حدود شرع هركس به مقام اين پادشاه اسلام در تقيد به وظايف شرعيه و تحفظ بر احكام الهيه فرارسيدن بخواهد سيرهء سلاطين سلف به شرح بخواند تا مقتضاى مقايسه را بالعيان و الوجدان بنگرد . طبقهاى كه بر مشرب و مذهب ما ايرانيان مطلقا مرضى است سادات صفويه مىباشند كه هماكنون بر منبرها دعاى آن سلسلهء منقرضه را از وظايف مفترضه مىشمارند « 1 » و مورخين دنبال سلالهء ايشان بر سبيل حتم انار الله براهينهم مىنگارند . شاه طهماسب كبير و شاه سلطان حسين شهيد را كه آن مابعد اول است و اين ماقبل آخر استثناء مىكنيم . دربارهء باقين تجاهر بر منكر و تجاسر بر شرع انور بالقطع و اليقين است . هر كه روزنامهء ملا جلال منجم يزدى را بخواند و كارهاى شاه عباس كبير
--> ( 1 ) - اين نكته از تواريخ ديگر فوت شده است .